رضا سلیمانی؛ نامه میرحسین موسوی در حمایت از خانم فاطمه رجبی به ابراهیم نبوی و پاسخ نبوی به موسوی سبب شد تا با وی گفت و گویی کنم. البته از نوعی دیگر نه مثل قبلی ها! باشد که انتخاب برای بار هشتم فیلتر نشود!
آقای نبوی! مطلبی نوشتید در پاسخ به نامه خانم رجبی به میرحسین موسوی. فردای همان روز میرحسین طی اطلاعیه ای به نوشته شما واکنش نشان داد و به آن انتقاد کرد. ساعتی نگذشته بود که در پاسخ به آقای موسوی نوشتید که سوء تفاهم شده. منظور از سوء تفاهم چیست؟
سوء تفاهم این که همزمان دو مطلب طنز علیه نوشته خانم رجبی منتشر شد، خودتان که می دانید ایشان قلم به کاغذ می برند یا دهان باز می کنند، تولید طنز کشور شش برابر می شود، در میان همه این طنزها، دو مطلب بیشتر جلوی چشم آمد، طنز یکی از دوستان با عنوان " فاطی ماه، فاطی شاه" و طنز من با عنوان "دیرحسین موسوی و فاطی عصبی" معلوم بود و هست که منظور آقای موسوی از نشانه هایی که داده بود، طنز شیرین آن همکار طنزنویس من بود، اما ایشان فکر کرده بود من آن را نوشتم، بالاخره آدم بعد از بیست سال سکوت وقتی وارد فضایی پر هیاهو می شود، ممکن است اشتباه هم بکند. به نظرم سوء تفاهم شد.
با این حساب می گویید که آقای موسوی مطلب طنز نویس دیگری را بجای مطلب شما اشتباه گرفته است؟
حدس من چنین است. البته شاید هم این حدس بیراه باشد، ولی نوشته من اصلا تند یا حاوی شوخی های احتمالا زشت نبود. حداقل می توانم بگویم از نوشته ای که مدتها قبل طنزنویس انتخاب درباره خانم رجبی نوشته بود، تندتر نبود. به همین دلیل گمان من این است که آقای موسوی با من سخن گفته بود، اما مطلبی که احتمالا عصبانی اش کرده یا به دفاعش واداشته بود، نوشته ای دیگر بود. البته الآن در طنز یک کمی اوضاع قروقاطی شده، گاهی اوقات من باید در اینترنت یا کتاب های خودم سرچ کنم تا متوجه بشوم مطلب مال خودم است یا متعلق به دیگری است. به نظرم یا من دارم شبیه همه می نویسم یا خیلی ها شبیه من، حتی خیلی افراد با اسم حقیقی می نویسند، ولی گمان می شود اسم مستعار من است. بارها مجبور به توضیح شدم.
حالا دو مطلب دیگر باقی می ماند یک اینکه آقای موسوی نوشته اند که نویسنده مطلب اگر مدتی دیگر به مطلبش دوباره نگاهی بیاندازد از نوشتن آن پشیمان می شود؟ دوم در آخر بجای نویسنده ای که به خانم رجبی توهین کرده اند، پوزش خواسته اند. حالا آیا قرار است به پختگی برسی و از نوشتن مطلب اخیر ابراز پشیمانی کنی؟ البته مدتی دیگر! یا اینکه آن طنز نویس دیگر از نوشتن آن مطلب پشیمان خواهد شد؟ در آخر اینکه ایشان بالاخره بجای چه کسی و از طرف کدام شخص پوزش خواسته اند، شما و یا آن طنز نویس دیگر؟
به حضرت ابوالفضل اگر فهمیدم منظور شما چیست! همین جوری حرف می زنید که هفته ای یک بار فیلترتان می کنند، صاف و پوست کنده حرف بزنید لطفا، مثل همین خانم رجبی که موقع نوشتن یک چاقو دستش می گیرد و صاف و پوست کنده حرفش را می زند.
آقای موسوی با یک نگاه اخلاقی به مساله طنز نگاه کرد، و این نگاه درستی است. باور کنید من بارها شده است که چیزی نوشته ام و چندی بعد چنان پشیمان شده ام که روی خواندن مطلبم را هم نداشته ام، البته در مورد خانم رجبی این موضوع پیش نیامده، معمولا مثل آدمهایی که وسط دعوا یکی از ناسزاها را فراموش می کنند، فکر می کنم کاش فلان چیز را هم گفته بودم، و این می شود که معمولا طنزهای مربوط با خانم رجبی برای من از کارهای خوبی است که تا کنون کرده ام.
ولی بطور کلی بارها شده طنزی نوشته ام که ماهی یا سالی یا حتی ساعتی بعد به خودم گفته ام ای کاش نمی نوشتی اش. آقای موسوی از طنز من( یا آن دوست عزیز) از خانم رجبی عذرخواهی کرد، البته شاید نشانه ادب بود، و البته من نمی دانم خانم رجبی اصلا بفهمد که عذرخواهی یعنی چه و متوجه منظور مهندس موسوی بشود یا نه، یک دفعه دیدی پیام داد که "خودتی، برو از خواهر و مادرت عذرخواهی کن" بالاخره آدم باید یک چیزهایی را متوجه باشد.. به هر حال به نظرم آقای موسوی یک عذرخواهی کردند که بیشتر منظورشان این است که باید به مسائل زنان توجه کرد. یک چیزی توی مایه "مادر مرا ببخش، آب از سرم گذشت."
حالا اگر آقای موسوی دوباره اطلاعیه دادند که "نه بابا! منظورم مطلب خودت بود" آنوقت چه؟
آن وقت هم زیاد فرقی نمی کند، شاید بخاطر حال دادن به آقای موسوی یک عذر خواهی هم بکنم، چون من هم از حال دادن خوشم می آید هم از عذرخواهی، ولی من تقریبا آدم دقیقی هستم، تا حد زیادی مطمئنم منظور ایشان من نبودم، شما مطلب من را بخوانید متوجه می شوید که اصولا قضیه دیوار و خانه و ماشین، زیاد به مطلب من مربوط نبود.
می خواهید در آخر یک اطلاعیه بدهی؟
بله، دادم، باز هم می دهم، اصولا اطلاعیه دادن خوب است. می دانید! یک مشکل من این است که آقای میرحسین موسوی از من ناراحت شد و اطلاعیه صادر کرد و من هم در یک اطلاعیه پاسخ دادم و عرض کردم که خیلی ایشان را دوست دارم و همچنان از ایشان حمایت می کنم، همزمان با همین موضوع فلان نویسنده که هیچ ربطی به طنز ندارد شروع کرد از من دفاع کردن، یا فلان کاریکاتوریست که اصلا موضوع بحث نیست، خودش را پرت کرد وسط دعوا و وسط دعوای من و آقای موسوی و فاطمه رجبی، شروع کرد حل مشکلات خودش. من ممکن است اطلاعیه هم بدهم، اما قطعا این اطلاعیه و اطلاعیه های مشابه موضع سیاسی مرا در دفاع از جناب موسوی مخدوش نمی کند. مصلحت این است که ایشان رئیس جمهور بشوند، حالا ممکن است در این وسط دعوایی هم بشود.
راستی! یک سئوال همینجوری، چقدر ناراحت شدید وقتی خاتمی بخاطر آقای موسوی انصراف داد؟ اندازه باخت ایران به عربستان؟
نمی دانم چرا خیلی ناراحت شدم، یک واکنش احساسی! در حالی که منطقا و عقلا درست بود آنچه خاتمی و موسوی کرده بودند، ولی بالاخره وقتی کسی مثل خاتمی را آدم دوست دارد، طبیعتا از چنین خبری ناراحت می شود.. اما شیوه رفتن خاتمی و رفتار سیاستمدارانه اش، برایم آموزنده بود، خیلی ها به جنبه های اخلاقی رفتار خاتمی اشاره کردند. برای من جنبه های سیاسی کار خاتمی ارزش بیشتری داشت، البته، در ایران ما از هر چیزی خوشمان می آید اسمش را اخلاق می گذاریم. از موضوع انصراف خاتمی ناراحت شدم، ولی از باخت ایران به عربستان حرص خوردم، ما نباید آن بازی را می باختیم. بالاخره پیامد حضور بیش از حد رئیس جمهور در کلیه صحنه ها همین است.
به نظرت نتیجه انتخابات چیست و به کدام نامزد رأی خواهی داد؟
آنچه مهم است رفع خطر دولت نهم از اقتصاد و سیاست و شرایط اجتماعی کشور است، دولت نهم ایران را در جهان خوار و خفیف کرده، مردم را به لحاظ اقتصادی ناتوان کرده و قدرت خرید مردم را پائین آورده است.(حذفیات: و از نظر اجتماعی فساد و فحشا و ناامنی از تولیدات ویژه دولت نهم است. مفاسدی که در دولت نهم تولید شد، نه در گذشته ایران، بلکه در کل منطقه هم سابقه ندارد. اگر میزان جرائم جنسی در ترکیه 50 درصد در این 4 سال کاهش داشته باشد، در ایران لابد دو برابر شده است. و اینها به دلیل سیاست های غلط دولت در طرح امنیت اجتماعی است. به نظر من دولت نهم بدترین دولت تاریخ ایران و بی کفایت ترین دولت در منطقه است. آنچه مهم است رفتن این دولت و حامیان نظامی دولت نهم است.)
آنچه مهم است رفتن این دولت و است. حتی برای من رفتن اصولگرایان هم مطرح نیست، یعنی اگر در یک رقابت مجبور باشم از لاریجانی یا قالیباف در مقابل آقای احمدی نژاد حمایت کنم، این کار را می کنم. موضوع ما رفتارها و سیاستهای آقای احمدی نژاد است.
پیش بینی من این است و برای رسیدن به آن نیز تلاش می کنم که آقای میرحسین موسوی در مرحله اول با تفاوت فاحش آرا برنده انتخابات خواهد شد. آقای احمدی نژاد حتی آرای طبیعی هواداران معمولش را هم نمی آورد و آقای کروبی اگر به نفع میرحسین کنار نرود، چهار پنج میلیونی رای می آورد. اگر فرض کنیم که شعارهایی مانند اقتدار ملی و عدالت اجتماعی ملاک انتخاب باشد، برای حامیان احمدی نژاد قطعا انتخاب میرحسین موسوی ترجیح دارد، چون فرق موسوی و احمدی نژاد این است که در مورد عدالت اجتماعی و اقتدار ملی هر دو شعار می دهند، منتهی موسوی با دست خالی توانست شعارش را تا حد زیادی برآورده کند، ولی آقای احمدی نژاد همه امکانات را داشت و شکست خورد. آقای احمدی نژاد تمام شرایط لازم برای یک شکست خورده انتخاباتی را دارد.
حالا، کی می آیی ایران؟
من دیروز توسط دادگاه احضار شدم، آقای نعمت احمدی وکیلم خبر احضار و برگه آن را برایم گفت و فرستاد. باید در ماه تیر در دادگاه باشم. و این دقیقا همزمان است با سفری که گمان می کردم خواهم داشت. من در حالت معمول پس از اعلام نتایج انتخابات، یعنی 22 خرداد، و در شرایط غیر معمول، در شهریور به ایران بازخواهم گشت، قصد من این است که سالی هشت ماه در ایران و چهار ماهی در بلژیک زندگی کنم، این قصد من است و امیدوارم همین بشود. البته، من حتی اگر آقای احمدی نژاد هم رئیس جمهور بشود، باز هم بازخواهم گشت، امسال آخرین سال اقامت من در فرنگ است.
قربانت، کاری نداری؟ حرفی–چیزی، بالاخره هنوز فیلتر نشدیم!
حرفی ندارم، خانم رجبی دیروز سخنانی ایراد کرده که چون خانواده ها مطالب را می خوانند بهتر است نوشته ایشان را در یک سایت محرمانه بگذارند و شاید جواب شان را بدهم، برای من خوب است، البته قصد من این بود که مثلا مصاحبه ای می کردم با خود احمدی نژاد یا با کلهر، ولی اگر نشود، شاید به همین نامه نگاری با خانم رجبی ادامه بدهم. ناگفته نماند علیرغم همه حرف هایی که زده می شود، علیرغم همه برخوردهای ناشایسته خانم رجبی در اهانت به افرادی محترم مانند آقای خاتمی و موسوی و هاشمی و خیلی های دیگر، از نظر من شیوه برخورد خانم رجبی قابل ستایش است و در بخش وسیعی از دنیای اسلام اصلا چنین پدیده ای نداریم که یک زن مسلمان با قدرت بایستد و علیه آدم دوم و روسای جمهور سابق حرف بزند.. حتی کسی که پشتش به دولت یا سخنگوی دولت است. و اتفاقا من هم از همین صداقت ایشان خوشم می آید.
لینک مطلب در انتخاب
پ.ن: غیر از بخش قرمز هیچ بخش دیگر مصاحبه حذف نشده است.