تبليغاتX
خواهان صلح
 
 
ده نفر از زندانیانی که جلوی کمیته بررسی مجلس از شکنجه های جنسی سخن گفته بودند، به مکان نامعلومی منتقل شدند.

یک منبع آگاه در این باره به خواهان صلح گفت: "تاكنون ده نفر جرات كرده و به تجاوز اعتراف كرده اند ولي متاسفانه همه آنها توسط مرتضوي بازداشت و یا از زندان به مكان نامعلومي منتقل شده اند."

وی تاکید کرد: "این اقدام بدین دلیل است که دیگر زندانیان از افشای شکنجه ها وحشت کرده و آنها را کتمان کنند."

این منبع آگاه افزود: "درست همان روزی که آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی با شکنجه دیدگان گفت و گو کرده بود، پس از خروج از زندان مدعی شد که زندانیان همگی از برخورد ماموران راضی بوده اند!"

وی در پایان اضافه کرد: "اگر زندانیان راضی بودند، چرا اجازه ندادند نمایندگان اصلاح طلب وارد بندها شده و چرا در هر دیدار، دو بازجو هیئت تحقیق را برای فیلمبرداری و ضبط گفت و گوها همراهی می کردند؟"

پس از این گفت و گو به یکی از ناظران حقوق بشر سازمان ملل موضوع را انتقال دادم، اما پاسخ و بی خیالی اش بیش از همه رنجم داد؛ "موضوع جدیدی نیست! در سال 2002 خانمی در زندان توسط 2 سرباز 17-18 بار مورد تجاوز قرار می گیرد. این خانم بعدا به آمریکا مهاجرت می کند و به سازمان ملل شکایت می برد، هیئت سه نفره ای از سوی سازمان ملل مامور بررسی ماجرا می شود. هیئت پس از بررسی تاکید کرد که به این خانم توسط ماموران ایرانی تجاوز شده است. همان زمان ما از ایران خواستیم تا به ما پاسخگو باشد، سخنگوی دولت هم مثل همیشه آمد و تکذیب کرد."

Transfering of 10 declaring prisoners to be tortured sexually to an unknown place
Ten prisoners who had spoken in front of the survey committee of parliament about the sexual torture were transferred to an unknown location. A source of awareness said to "khahane solh" [demand of peace]: " So far, ten dared to confess to rape and but unfortunately all of them have detained by Mortazavi [Iranian government court savage judge] and the prison have been transferred to an unknown place.” He emphasized:" This action has taken regarding to scare other prisoners of disclosing torture and terror and reservation those sort of thing. “This Aware source added:" Just the same day that the National Security Commission Chairman Mr. Broujerdi had an Interview with those who had been excruciated, he after leaving prison claimed all prisoners have been happy of agent’s treatments!!! "In the end, he added: "If the prisoners were happy, why did not allow reformist representatives get into cells and why two agents accompanied interrogator committee for filming and recording talks?" After the conversation transferred this topic to one of the United Nations human rights observers, but his answer and most carefree suffered me most of all; "is not a new topic! on 2002 a woman raped in prison by 2 soldiers 17-18 times .this woman immigrated to America later and take complaints to United Nations , three person delegation investigated the matter. The Board emphasized that Iranian agents have been raped this woman. At Same time we asked Iran to be accountable to us, government spokesman denied as always."µ

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/17. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
فعلا مصاحبه برادرم با دکتر محمد آخوندی را بخوانید از نان شب واجب تر است.

پروفسور محمود آخوندی:

 رئیس جدید قوه قضائیه اختیاراتی را که به ناحق

به وی داده شده بزرگوارانه از بین ببرد

پروفسور محمود آخوندی

 دکتر محمودآخوندی گفت : توصیه من به رئیس جدید قوه قضائیه اینست که  عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید.

 پروفسور محمود  آخوندی  با اشاره به نامه اخیر آیت الله محقق داماد به رئیس قوه قضائیه ، آن را بسیار خوب و ارزنده توصیف نموده و گفت : در این نامه  بر روی نکات ضعف دادگستری به شدت مکث شده و نارسائی های دادگستری تا حدمقدور ارائه داده شده بود و صحبت بر سر این بود که  ايکاش آیت الله شاهرودی در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بود و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي‌نهاد تا در مضان این همه اتهام و عدم شایستگی قرار بگیرند .

پدر آیین دادرسی کیفری ایران  در گفتگو با خبرنگاران با بیان اینکه ای کاش این نامه سالها قبل نوشته شده بود ادامه داد: استاد فرزانه دکتر محقق داماد این نارسایی ها را از سالهای قبل می دانستند لذا بایستی این مسائل را پیش تر مطرح می ساختند تا نوشداروی بعد از مرگ سهراب نباشد و لذا  آیت الله شاهرودی اکنون دیگر در این پست قرار ندارند و نمی توانند تصمیم مهم و قاطعی جز احساس تأسف  بگیرد  و اگر انصاف داشته باشد جز معذرت خواهی از جامعه راه دیگری پیش روی ایشان نمی باشد .

این استاد برجسته حقوق با اشاره به اینکه دادگستری به چنان بلایی مبتلا شده و  کار دادگستری به جایی رسیده است که رئیس قوه مجریه جناب آقای دکتر احمدی نژاد  به دادگستری دستور می دهد که دادرسی ها عادلانه باشدافزود:  آیا قوه قضائیه در این حد تنزل پیدا نموده است ؟ آیا شعبه ای از قوه مجریه شده است ؟

اولين پروفسور حقوقى ايران با اشاره به اینکه ایکاش آیت الله شاهرودی در آخرین روزهای کاریشان به نامه آیت الله محقق داماد پاسخ می گفتند ادامه داد: رئیس قوه قضائیه همچنانکه در گذشته به توصیه و تذکر  درست و قانونی  رئیس جمهور دولت هفتم پاسخ غیرمحترمانه ای داده بودند اینبار نیز بایستی پاسخ می دادند که دادگستری می تواند وظایف خود را انجام بدهد نیازی نیست قوه مجریه در کار قوه قضائیه داخل شود .

وی با اشاره به اینکه محاکمات اخیر یک لکه ننگی در تاریخ قضایی کشور عزیزمان ایران بود افزود: رئیس جمهور می تواند به قوه قضائیه تذکر و اخطار نقض قانون اساسی بدهد و برغم نظر آیت الله شاهرودی  ، اینکار نیازی نیست که محرمانه صورت پذیرد تا مردم بدانند که کدامیک از اصول قانون اساسی نقض شده و یا معطل مانده و چه کسانی آن را اجرا نمی کنند اما نامه اخیر رئیس قوه مجریه تذکر و اخطار قانون اساسی نبوده و نوعی دخالت در کار قضایی به حساب می آید.

دکتر آخوندی با اشاره به  عزل و نصب های اخیر در وزارت اطلاعات ، آن را  غیرقانونی عنوان نموده  و پیامد عزل و نصب ها را  به نفع مصالح نظام  اسلامی و امنیت ملی نداسته و افزود: وقتی  قانون می گوید وزیر وزارتخانه ای بایستی مجتهد باشد سرپرست آن وزارتخانه نیز قطعاً بایستی مجتهد باشد لذا از آنجایی که فکر می کنم رئیس جمهور مجتهد نیست لذا نمی تواند بعنوان سرپرست معاونین آن را عزل و نصب نماید و در یک فرآیند قانونی و حقوقی بعد از اخذ رأی اعتماد وزیر قانونی می تواند نسبت به عزل و نصب معاونین اقدام نماید.

دکتر محمود آخوندی

 پروفسور آخوندی با مقایسه عملکرد رؤسای قوای قضائیه در چهار دوره مختلف افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شادروان دکتر بهشتی به وضعیت آشفته دادگستری سروسامان داده و دادگستری به سمت تکامل پیش می رفت اما با شهادت ایشان دستگاه قضایی نتوانست از وجود این انسان برازنده  استفاده بیشتری بکند .

 وی ضمن تجلیل از حسن تدبیر و سیاستهای ویژه آیت الله موسوی اردبیلی در دوران مسئولیتش در این قوه افزود: ایشان با تدابیر لازم توانستند در دوران  بحرانی کشورمان ، دادگستری را به نحو مطلوب اداره کنند و در حقیقت در دو دوره اول دادگستری داشت جان می گرفت و وضع بهتر می شد .

مستشار عالیرتبه قوه قضائیه با اشاره به اینکه با آمدن آیت الله محمد یزدی مقداری از پیشرفت دادگستری گرفته شده و نوعی بی نظمی در آن حاکم شده بود ضمن انتقاد از حذف دادسراها و تشکیل دادگاه های عمومی انقلاب در دوران وی افزود: متاسفانه ایشان در دو دوره مسئولیتشان توفیقی در توسعه و پیشرفت کار دادگستری ها کسب ننمودند.

 استاد حقوق دانشگاههاى تهران و شهيد بهشتى در ادامه با اشاره  به تبعات شائبه و اندیشه بوجود آمده در مورد ایرانی الاصل نبودن آیت الله محمد هاشمی شاهرودی در اولین روزهای شروع بکار ایشان گفت: این اندیشه بوجود آمده بود که چون ایشان ایرانی الاصل نیستند لذا  به ایران و دادگستری ایران علاقمند  نخواهد بود  چراکه رئیس قوه قضائیه  باید ایرانی الاصل باشد . درست است که این مطلب در قوانین موضوعه عنوان نگردیده است ولی در زمانی که این قوانین را می نوشتند رئیس قوه قضائیه وجود نداشت بعدا که رئیس قوه قضائیه با این اختیارات وسیع بوجود آمد مسلم ایرانی الاصل بودن بایستی لحاظ می گردید .

 حقوقدان و حقوق پژوه برجسته کشورمان با اشاره به اینکه رئیس قوه قضائیه اسیر قدرت بود افزود: آیت الله شاهرودی شخصاً می خواستند فعال مایشاء باشند همین فعال مایشاء بودن در بخشنامه ها و آئین نامه های ریاست قوه قضائیه کاملا مشهود بود ایشان خود را تابع قانون نمی دانستند و اغلب بخشنامه ها جنبه فراقانونی داشت .

 مسؤول  اسبق پارلمانى دادگسترى با اشاره به اینکه قضات کشورمان بدلیل خلاف قانون بودن برخی از دستورالعملهای رئیس قوه قضائیه در بیشتر موارد آنها را اجرا نمی کردند افزود:متاسفانه در دوره آیت الله شاهرودی با کشاندن پای قضات به دادسرای انتظامی قضات دادرسان را مجبور می کردند تا آئین نامه های خلاف قانون را به اجرا درآورند همین امر بی نظمی در دادگستری بوجود آورده بود.

 عضو هیئت مؤسسین کمیسیون حقوق بشر اسلامی با اشاره به اینکه آیت الله شاهرودی در بدو ورود به قوه قضائیه از تحویل گرفتن ویرانه ای سخن به میان آوردند ادامه داد: من نمی گویم دادگستری آنزمان ویرانه بود و الان ویرانه تر شده است ولی به جرأت می گویم که گام مفید و ارزنده ای در توسعه و اصلاح این قوه برداشته نشد دوران آیت الله شاهرودی را می توانیم سیاهترین روزهای دادگستری بدانیم  چراکه وجود فساد ، بی قانونی و اعمال نفوذ در دوران ایشان فراوان دیده می شد.

 پروفسور آخوندی با اشاره به  تشکیل دفتر نظارت و پیگیری در دوران آیت الله شاهرودی و شکایت های بیشماری که از آن وجود دارد  افزود : ایشان دفتری را ترتیب دادند که شاید با حسن نیت تشکیل گردیده بود ولی متأسفانه در رأس این دفتر فردی قرار گرفت که در یکی از مصاحبه ها اعلام داشته بود که در دفتر نظارت و پیگیری قواعد و عملکردهایی وجود دارد که حتی بر خواص نیز معلوم نیست و علت نارضایی شهروندان از دفتر نظارت این است که نمی دانند اینجا چه می گذرد .

 دکتر آخوندی با پرسش این سوال از آیت الله شاهرودی که چرا باید فردی که الفبای حقوق را نمی دانست در رأس نهادی قرار گرفت که کلیه اعتراض های شهروندان بدانجا فرستاده و در آن ارزیابی و تصمیم قانونی و بشری اتخاذ می گردد ادامه داد: آیت الله شاهرودی بایستی به این سؤال پاسخ دهند که اگر نهاد مذکور بر مبنای قانون عمل می کند همه باید بدانند خواص چه معنایی دارد ؟ قانون را همه باید بدانند ،  خواه خواص یا عوام  ، قانون که پنهان کاری ندارد اما اگر بر مبنای غیرقانونی و اندیشه های افراد انجام می گیرد وای بحال ملتی که در تعیین سرنوشت آنان قانون حاکمیت ندارد.

 وی با اشاره به اینکه شناخت خاصی از آیت الله لاریجانی ندارد افزود: توصیه من این است که رئیس جدید قوه قضائیه عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید و بالاخره تکبر و غرور را کنار بگذارد که دراینصورت حتماً موفق شده و در بین دادرسان و قضات جایی برای خویش بازخواهد نمود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/11. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
فعلا اگه می تونید این دو تا ویدئو رو ببینید تا روحیه مضاعفی بگیرید و بگیریم برای ادامه مبارزه


                   
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/10. موضوع : تریبون آزاد...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

اول اینکه مشغول باراندازی و بار برداری هستیم، کمی سرم شلوغ است، کمی نه خیلی!

دوم آنکه این مطلب را نویسنده وبلاگ قلم قائم نوشته که برای خواندن بیشتر اینجا درجش می کنم؛

به نام یار و یاور مظلومین                                                                              

با عرض سلام خدمت نماینده محترم شهرمان آقای محمد کریم عابدی

صحبتهای گهر بار حضرتعالی را دیروز در خبرگزاری فارس نیوز خواندم ابتدا به مانند سایر خبرهای این خبرگزاری چندان اهمیتی به آن ندادم اما پس از چند ساعت وبازتاب آن در سایر خبرگزاری ها و عدم تکذیب آن از سوی شما متوجه شدم که نه انگار فارس سنت شکنی کرده

ابتدا قصد نداشتم به شما پاسخی بدهم چون گفتم شاید خدای ناکرده مردم کشور بفهمند شخصی به نام آقای عابدی هم موجود می باشد اما دیدم به قول مقام معظم رهبری نگفتن هم در جایی که باید گفت خطا می باشد و ممکن است سبب مردودی گردد لذا بر خود واجب دانستم چند خطی در مورد حضرت عالی بنویسم

آقای محمد کریم عابدی تعدد زوجین در فرهنگ اصول گرایی مدرن که حسین اسلامی وبرادر حسین پیشرو آن هستند هیچ مشکلی ندارد اما برادران انصار چند مدت پیش که قصد داشتند نیمه پنهان استاد شجریان را بر ملا کنند مهمترین جرمی که برملا کردند همین تعدد زوجین بود البته فکر نمی کنم استاد شجریان اشتهای حضرتعالی را در هضم سه راس(واحد شمارش زن در کیهان) زن داشته باشد

2.اگر خاطرتان نرفته باشد در یکی از سخنرانیهای انتخاباتی خود در شهرستان طبس بزرگترین امتیاز خود را نسبت به سایر کاندیداها همین تعدد زوجین اعلام کرده بودید و فرمودید که همانگونه که عدالت را بین سه همسرتان برقرار کرده اید بین سه حوزه طبس ،فردوس و بشرویه نیز برقرار خواهید کرد البته از این تعبیر شما برداشتهای بسیار جالبی می توان نمود ولی از آنجا که بنده نویسنده کیهان و یالثارات نیستم از گفتن آن معذورم و به خواننده واگزار می کنم که هر گونه می خواهد بر داشت کند

از این بحث که بگذریم شما فرموده بودید آقای هاشمی قصد حکومت مادام العمر داشت  از عبارت ((اکبر شاه)) استفاده کردید .جهت اطلاع شما باید بگویم زمانی که شما در سال 1352 با بودجه شاهنشاه پهلوی در دانشگاه ناسا دوره هوایی می دیدید وبزرگترین آرزویتان این بود که  روزی مانند امیران و فرماندهان ارتش دست و پای شاه خودکامه ایران را ببوسید آقای هاشمی روزی 9 ساعت به طور مستمر زیر شلاغهای رژیم دیکتاتوری پهلوی بود(به نقل از آیت الله قریشی از مخالفین ایشان در مجلس خبرگان) در همان زمانی که محمد رضا پهلوی مادام العمر حکومت می کرد و شما در خدمت ارتش ایشان بودید و خم به ابرو نیاوردید (هر چند تاریخ ارتش پر از افراد آزاده می باشد ولی با قاطعیت می گویم شما از آنها که نیستید به کنار در مقابل آنها نیز ایستاده اید)

هر چه قدر تلاش کردم از شما مدرکی در مورد حضور در جنگ تحمیلی پیدا کنم نتوانستم تنها یک عکس دیدم در کنار شهید چمران و آن هم قبل از جنگ و در کتابخانه تهران که البته ما همین ایستادن شما درکنار این بزرگوار را هم ازشما قبول می کنیم ولی جهت ختم این پاراگراف جمله ای از این شهید بزرگوار را میگویم که یادی از این بزرگوار هم کرده باشیم((سوت جنگ که به صدا می آید مرد ها از نامردها تمیز می گردند))

آقای عابدی هر چند که در حدی نیستم که نام حسین(ع) را بیاورم اما شاید اگر هیچ حرفی ازمن را قبول نکردید این را به واسطه نام حسین (ع) از من قبول  کنید هر چند در آن نیز به شدت شک دارم .اگر نام حسین امروز علاوه بر مسلمانان در بقیه ادیان نیز گرامی داشته می شود نه به سبب شناخت آنها از حسین می باشد چرا که فقط شیعیان راه حسین را قبل از آن واقعه به عنوان حق میپنداشتند و سایر ادیان امروز حسین را بزرگ میدارند و راهش را حق می دانند چون با 72 تن در مقابل لشگری بزرگ از کفر قرار گرفت. آنها بر ایستادگی حسین در چنین میدانی آن هم  در شرایطی که شکست (ظاهری) در آن آشکار بود را تحسین می کنند و بر اساس آن حسین را حق  و گرامی می دانند. پس شما هم اگر هاشمی را اکبر شاه می دانستی چرا در آن زمان که ایشان به قول شما قصد دیکتاتوری داشت لب نگشودی حالا که هر کس می خواهد در لیست انتخاباتی اصولگرایان و یا در کابینه دولت  قرار گیرد می داند که راهش از در خانه هاشمی می گذرد  وهر چه توهین بیشتر کند جایگاهش نیز بهتر خواهد بود

آقای عابدی امام حسین خطاب به یزیدیان گفت  مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید و من هم از طرف آیت الله هاشمی به شما می گویم مسلمان نیستید آزاده نیستید انصاف ندارید اندکی شرف داشته باشید

س ح ق 18 مرداد 88

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/10. موضوع : مطالب میهمان...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پشیمانم. وجدانم در عذاب است. این روزها دل و دماغ هیچ کاری را ندارم.

وقتی از یکی از دوستانم شنیدم که مسئول عالیرتبه نظام گفته؛ "قائله را بخوابانید به هر شکل ممکن!" با خود گفتم تا به حال چه ضرری از صبر کردم؟! تاریخ استبداد پهلوی مربوط به 500 سال پیش نیست، بسیاری از ایرانیان آن را به یاد دارند و مگر ممکن است مسئولین فعلی یادشان رفته باشد خود از چه راهی و به چه علتی به مقام امروزی رسیده اند؟!

زمانی که همان دوست عزیز آمد و گفت "اگر صلح دوستی برای همانهایی که وبلاگت را می خوانند بنویس نیایند در خیابان ها"؛ من علت را پرسیدم و او در جواب گفت: "بعد از سخنان مقام عالیرتبه نظام تصمیمات عوض شده و آقایان مجازند تا 500 نفر جان بستانند برای اسلام (!) و نظام" با خود گفتم من کی ام که برای مردم تعیین و تکلیف کنم؟! یا مگر با وبلاگی که حداکثر روزی 3000 تا 4000 هزار خواننده دارد می تواند چقدر موثر باشد؟! با خود گفتم چرا مردم را بترسانم، وقتی آنها می دانند چه می خواهند و از پیش با علم به آن گام به میدان گذاشته اند؟ چرا مثل مگسی وزوزی گوش خراش سر دهم و جای آنکه به خیل شان بپیوندم جلوی شان بایستم و ...؟!

شب سی تیر آمد، گفتم چه خبر؟ گفت من یک نفر، آمارم از امروز 56 نفر است! باورم نشد. گفتم اشتباه می کنی اینطور که تو می گویی باید تا به الان 500-600 نفری را فقط در تهران کشته باشند! پاسخش یک نیم لبخند بود.

وقتی گزارشی دیدم که نشان می داد بعد از سخنان مقام عالیرتبه دستور رسیده معکوس به معترضین شلیک کنند یعنی از سینه به بالا، بازهم با خود گفتم از صبر چه ضرری کرده ای؟!
او گفت دستور این است: "محارب و مفسد جزایش مرگ است، به همین علت همگی نیروها برای کشتن می آیند، چون از پیش توجیه شده اند که اینها چه بگیریدشان چه نگیریدشان جزایشان مرگ است!" نمی دانید حال سرم را در آن روزها...! با خود می گفتم اگر حالا بنویسم خانواده های زندانیان را نگران خواهم کرد.

باری، هر روز از خواب بر می خواستم و خبر می آمد که یک نفر دیگر هم مرده است. تنم می لرزید. حالا هر صبح سئوالی از خود می پرسم؛ "چرا فکر می کردی نه! اینطور نیست!"؛ "از کجا می دانستی یک نفر از همان کشته شدگان وبلاگت را نمی خواند و با علم به آن با دقت بیشتری به تجمعات نمی رود؟" اشک هر بار در چشمانم جمع می شود؛ "چرا نکردم؟! چرا ننوشتم؟! گیرم که همه دروغگو و دروغپرداز خطابم می کردند، مگر چه می شد؟!" سئوالاتی است که احتمالا تا آخر عمر از خود می پرسم.

بعد آمدم جبرانش کنم و هر خبری دستم رسید را پوشش دادم، ولی آن خبرها کجا و این خبر کجا!
باورم نمی شد نظامی که مقام های عالیرتبه اش شکنجه را لمس کرده و کشتار مردم را دیده اند با مردم آنگونه کنند که دشمنان باهم نمی کنند.
باورم نمی شد نظامی که آن را بسیار فلکسیبل می دانستم اینچنین سیخ شود و بر تن و جان هموطنم فرو رود.

حالا من مانده ام و داغ آن روزها، خبر اما این بود:

"پس از سخنان آقای خامنه ای، بنا به دستور جلسه مقام های عالیرتبه نظامی-امنیتی قرار شد برای پایان یافته قائله انتخابات از تمامی راه ها بهره گرفته شود. بنا براین گزارش پیشنهاد شد چنانچه لازم است، معترضینی که حاضر به ترک خیابان ها نیستند به هر نحو از سطح شهر جمع آوری شوند. یک مقام امنیتی در جلسه ای خصوصی با اشاره بر سخنان فوق، تاکید کرد برای پایان یافتن اعتراضات حتی اگر لازم باشد تا 500 نفر از اغتشاشگران محارب و مفسد را خواهیم کشت و پای آن نیز خواهیم ایستاد." وی افزود: "ما فداییان رهبر خون دل خورده ی انقلاب اجازه نخواهیم داد نظام و اسلام با اقداماتی از پیش طراحی شده و سخیف به خطر افتد، اگر صدایمان را شنیدند که هیچ وگرنه چون محارب و مفسدی که به اسلام، قران، امام زمان (عج) و نایبش خیانت کرده اند، با آنها برخورد می کنیم." [!]

قرار داشتند 500 نفر را بکشند پس باید هر روز منتظر نام دیگری باشم و باشیم و باشید. بشمارید تا به امروز چند نفر برای عقیده پاک و سبزشان به آسمان عروج کرده اند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/6. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بخشی از سخنان استاد اخلاق من و برادرم؛
   
*خداي تعالي واجبي است كه شريك ندارد. چون واجب الوجود بالذات است. همه فقيرند و همه غير اوست در ذات خود عدم هستند. مگر در پرتو عنايت او ... قرآن كلام الهي است و اين كلامي است كه مانند ندارد. واجب الوجودي كه شريك ندارد خدا است و ممكن الوجودي كه نظير ندارد اباعبدالله الحسين(ع) است. اباعبدالله مخلوق است اما نظير ندارد. او مخلوق است اما شريك ندارد. البته اين انوار چهارده معصوم(ع) يكي است اما بصورت چهارده اسم در اين عالم ظاهر شده اند ... آنها در عالم نور امتيازي به هم ندارند اما در اين عالم هر كدام به گونه اي ظاهر شده اند. براي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) 300 امتياز برشمرده اند كه هيچ يك كس ديگر اين امتيازات را ندارد. همه فقها خوردن خاك را حرام مي دانند اما خداوند در تربت امام حسين(ع) شفا قرارداده است! يك قطره اشك بر اباعبدالله الحسين(ع) حد و حساب ندارد. يك قطره اشك بر امام حسين(ع) از سربريدن فرزند(قرباني فرزند) در راه خدا با ارزش تر است و دليل آن هم ماجراي قرباني كردن حضرت اسماعيل، توسط حضرت ابراهيم است.

    *يك قطره اشك بر امام حسين جهنم را خاموش مي كند. مسلماني كه بر اساس مكتب اسلام زندگي مي كند نبايد بر هيچ مصيبتي گريه كند به جز مصيبت اهل بيت(ع). بايد به گريه جهت داد. بايد مصيبت ها را بهانه كرد و براي امام حسين(ع) گريه كرد! نه اينكه امام حسين(ع) را بهانه كرد و براي مصيبت هاي ديگر گريست!چرا در همه مصيبت ها براي اهل بيت گريه نكنيم؟! درحاليكه اگر يك قطره اشك بر حسين(ع) جهنم را خاموش مي كند! ... اين امتيازات حاصل مصيبتهاي عظيمي است كه هيچ كس جز اباعبدالله در راه خدا آنها را تحمل نكرد. هدف او هم ياري دين خدا بود و مي خواست تا بقيه هم در اين راه، او را ياري كنند. وقتي كه حسين(ع) يكه و تنها صدا مي زد هل من ناصر ينصرني همه موجودات از جن و ملائكه و ... اعلام آمادگي كردند اما او نپذيرفت، چون هدفش نابودي دشمن نبود، هدفش هدايت بود. و فقط با كشته شدن او اين هدف محقق مي شد. او تا آخرين لحظه قبل از شهادت تلاش كرد تا دشمناني كه به قصد ريختن خون او آمده بودند را هدايت كند. همه اتفاقاتي كه براي ايشان و اصحاب و اهل بيت و حضرت زينب(س) اتفاق افتاد براي هدايت بود و واضح است كه اين برنامه اي از پيش تعيين شده بود تا انسانها هدايت شوند. بعد از گذشت سالها از اين حادثه، هرانساني مي تواند از اين ماجرا راه درست را پيدا  كند و اين مسئله مختص به شيعيان يا مسلمانان نيست. هيچ كس همانند حسين(ع) نيست. ... حسين(ع) فرزند زهرا(س) و فرزند علي(ع) اميرالمؤمنين است. ... و بزرگان گفته اند كه: واجب لاشريك له خدا است و ممكن لاشريك له حسين است!

    *نبايد نسبت به بندگان خدا حتي اگر گناهان آشكار دارند بدبين بود. ممكن است اين افراد متحول شوند و از اولياي خدا شوند! همه قابل احترام هستند. حضرت حر(س) مگر اينچنين نبود؟! حضرت زهير چطور؟! ... در دستگاه حسين بن علي(ع)، در يك لحظه، با يك جذبه مي شود از قعر جهنم به اوج آسمان رسيد و از اين صحنه هاي زيبا در كربلا بسيار است! و مارايت الا جميلا ... خدايا چقدر زيبا است! ...

    *در كربلا همه چيز در اوج است! فضائل و ردائل!  در اينجا مي توان صحنه هايي بي نظير را مشاهده كرد! گاهي به خاطر يك انگشتري، انگشت را قطع ميكنند و ... از آن طرف پيرمردي مانند عابس در اوج عشق و شور از همه چيز خود گذشته است ... و عرفان اين است ... نمايشگاه بزرگي از زيباييهاي بي نظير ... جايي كه مرگ در راه خدا در كام جوانان آن شيرين تر از عسل است ... و حسين در همه لحظات در مسير رسيدن به كربلا در همه منازل، راه حق را از باطل نشان مي داد و ياران خود را بر سر دوراهي انتخاب مرگ با عزت مخير گذاشته بود و اين مسئله فقط در شب عاشورا اتفاق نيفتاد. حسين رحمت واسعه ي الهي است! السلام عليك يا رحمه الله الواسعه. ... حسين بي نظير است.

    *از يك طرف  در باره نعمتهاي الهي كه خداوند به ما داده مي گوييم: « دادِ حق را قابليت شرط نيست! » يعني ما هيچ استحقاقي نداريم و خداوند خودش تفضل مي كند.  از طرفي گاهي به دلايلي خداوند با جود و كرم خودش عده اي را مورد عنايت خاص خودش قرار مي دهد. چيزهايي هست كه باعث ريزش بيشتر رحمت خداوند مي شود. مثلا دعا! يكي از چيزهايي است كه زمينه را ايجاد مي كند. به هر حال وقتي انسان الفبا را ياد گرفت مي تواند كتاب را بخواند. مثالهايي از اين دست زياد است كه به دليل خاصي رحمت خاص خدا بر بندگان نازل شده است. مثلا فضيل كه سارق بزرگي بود! و يك تنه از عهده هزار نفر برمي آمد با شنيدن يك آيه از قرآن در تاريكي شب در حال دزدي متحول شد! و تصميم گرفت تا همه بدي هايش را كنار بگذارد! حتي مي گويند كتاب مصباح الشريعه از او است! الم يأن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و مانزل من الحق! ... (حديد، آيه 16) حال اين سؤال مطرح است كه چرا من از اين آيه متحول نمي شوم! شنيدن اين آيات مرد مي خواهد! حتما در فضيل چيزهاي بوده كه اين آيه را فهميده است! از ذالنون مصري نقل كرده اند كه: روزي مشاهده كرد كه عقربي بر لاك پشتي سوار بود تا اينكه بر بالاي سر جواني كه خواب بود رسيد. ماري بزرگ قصد داشت اين جوان را نيش بزند كه عقرب آن مار را نيش زد و از پا درآورد و جوان نجات پيداكرد! ذالنون وقتي از جوان پرسيد كه تو چه كرده اي؟ گفت امروز ركاب عالمي را گرفتم به او كمك كردم تا سوار شود. به هر حال بعضي از كارها هر چند كوچك به نظر مي رسد اما اثرات بزرگي دارد كه بر ما معلوم نيست!

    *ما بايد در مسير باشيم! ما بايد مثل براده هاي آهن باشيم! ما بايد خورد شويم! ... ماجراي پورياي ولي را كه همه ما شنيده ايم درس بزرگي دارد! يك لحظه تصميم گرفت تا براي استجابت دعاي آن مادر پير بازنده ميدان باشد! ... آيا مي تواني در ميدان شهر، در مقابل همه مردم و حتي مقامات كشوري و لشكري و در ميدان مسابقه اي كه همه از تو انتظار برتري دارند، خود را در مقابل ضعيف تر از خودت براي رضاي خدا بشكني؟! مي گويند ملكوت آسمانها و زمين برروي پورياي ولي(محمود خوارزمي) گشوده شد! كو؟ آيا ما مي توانيم؟

    *راه باز است! گاهي ممكن است هشتادسال عبادت به يك حركت كوچك نرسد! يك استكان چاي دادن! يك استكان خالي چاي را از سر راه بلند كردن! يك پيراهن سياه پوشيدن! ...

    *بايد دقت كرد. كار مردم واجب تر است از نماز غفيله! تعداد دفعات مكه رفتن هم مهم نيست! چيزهايي كه در درون انسان هست، اهميت دارد.

    *بعضي افراد نمي توانند از خودشان و عادتهايشان بگذرند! اگر كسي نتواند كارهاي خوبي مانند نمازغفيله و زيارت عاشورا و ... را به خاطر انجام وظيفه اي كه در آن لحظه بر عهده اوست ترك كند، هيچ ارزشي ندارد. رساندن مادر به بيمارستان مهم تر است يا خواندن زيارت عاشورا؟! كار مردم را راه انداختن مهم تر است يا خواندن نماز غفيله؟! هميشه و در همه حال از ما انجام وظيفه را خواسته اند! از ما بندگي خواسته اند نه عبادت! شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد چون نتوانست به خاطر خدا از خودش بگذرد. داستانهاي زيادي هست كه در آنها انجام بعضي كارهاي كوچك كه اكثرا جنبه از خودگذشتگي دارد انسان هاي علي الظاهر  آلوده را به جاهاي بزرگي رسانده است. بايد گذشت تا رسيد!

    *انسان خود را توجيه مي كند! من مي دانم كه سيگار بد است اما مي كشم! مثلا مي گويد عادت كرده ام و اين كار مضّر را اينطور توجيه مي كند. توجيهات مانع مي شود وگرنه انسان حقيقت را مي فهمد!

    *اي بسا كارهايي كه به خيال خوب بودن انجام مي دهيم. هيهات! ... وقتي انسان گمراه شد ديگر نياز به توجيه هم نمي بيند و كار از توجيه مي گذرد و به «خيال» خودش كار خوبي مي كند. خيالِ انسانِ گمراه، توجيهي براي انجام عمل اوست! ... وقتي فطرت پوشيده شد، انسان موجود عجيبي مي شود. مثلا حجاج يا عبدالملك مروان وقتي به قدرت رسيدند و رئيس شدند همه دانسته هاي خود را زير پا گذاشتند. خيلي بايد مواظب بود! به قول حضرت آيت الله بهجت به دانسته هاي خود عمل كنيد، آنچه نمي دانيد روشن مي شود! اگر به دانسته ها عمل كنيم، عرفان است وگرنه گمراهي است! ما در ظاهر قرآن را روي سر مي گذاريم اما در اصل زير پا مي گذاريم. چون به آن عمل نمي كنيم.

    *ما حق نداريم با يك انسان مست برخورد تند داشته باشيم چه برسد به تجسس در امور افرادي كه آبرو دارند!

    *ما خيلي پرتيم! از مسير اصلي خيلي دور افتاده ايم! وقتي قدرت به ما رو مي آورد از اين رو به آن رو مي شويم و همه چيز را زير پا مي گذاريم. پناه بر خدا. خدا رحمت كند علامه جعفري را! ايشان در كنكره آيت الله بهاءالديني فرمودند كه دو سال است اين دعا مرا رها نمي كند: «خدايا هرچه به من مي دهي اول ظرفيت آن را بده». يك دوچرخه به ما مي دهند خودمان را گم مي كنيم ... اگر ظرفيت داشته باشيم هرچه به ما بدهند يا از ما بگيرند اصلا برايمان فرقي نمي كند. قدرت بسيار خطرناك است و خدا نكند كه كسي بدون ظرفيت به قدرت برسد. حب رياست از همه چيز خطرناك تر است. وقتي حب رياست به دل كسي افتاد مانند گرگي است كه به جان گله افتاده است و حاضر است براي حفظ آن هركاري را انجام دهد و همه اطرافيانش را به هر طريقي بكوبد. اينها لازمه قدرت است مگر اينكه از مكتب علي(ع) درس بگيريم كه حكومت بر مردم براي او از يك كفش كهنه بي ارزش تر بود! او حاضر نبود به خاطر بدست آوردن حكومت يك دروغ بگويد! و حال آنكه اگر به حكومت مي رسيد آلان بشر اينهمه گرفتاري را نداشت. در مكتب علي دروغ جايز نيست. خدايا حب دنيا را از دل بيرون ببر و دل ما را پر از حب خودت و اولياءت قرار بده. هرچي بدي است از ما رفع و دفع بگردان و هرچه خوبي است به ما عنايت كن.

    *مكتب حضرت امير (ع) كناره گيري از حكومت را بر دروغ گفتن براي رسيدن به حكومت ترجيح مي دهد. شايد مي شد يك دروغ را توجيح كرد اما ديگر از هدايت خبري نبود! حكومتي كه با دروغ برسركار بياد بايد با شمشير حفظ شود و جز اجبار و زور چيزي از آن عايد انسانها نمي شود! ...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/5. موضوع : مطالب میهمان...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
حمید بقایی در دهه شصت کارشناس وزارت تازه تشکیل شده اطلاعات بود.
بعدها به عنوان عنصر نامطلوب شناسایی و به دلیل مشکلات اخلاقی از وزارت اطلاعات اخراج شد. پرونده وی میان واجایی ها که هیچ دانشکده های واجا نیز شهره است!

او سپس به صدا و سیما رفت. از حراست به رادیو! در زمانی که مشائی مدیریت رادیو تهران را برعهده داشت، او مسئول سایت بود. چندی پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران در اردیبهشت سال 82، مشائی در سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران مشغول به کار شد. البته او تیمش را نیز با خود آورده بود. حمید بقایی، آرش کوشا، مجید هاشمی، رضا موسوی و علی اصغر پرهیزگار از جمله این افراد بودند که از صدای ملی به سازمان فرهنگی-هنری شهرداری آمدند. بقایی به سمت رئیس دفتر سازمان فرهنگی-هنری منصوب شد و بقیه هم در همان سازمان مشغول به کار شدند.

اما نکته جالب اینکه این بود که بقایی و دوستانش بازهم به دلیل مشکلات خاص! از رادیو اخراج شدند. سال 81، دکتر خجسته مدیر وقت رادیو بنا به دلایلی این افراد را اخراج می کند.

با حضور مشائی در سازمان میراث فرهنگی، بقایی و تیم مذکور به آنجا کوچ کردند. بقایی که لیسانس آی-تی از دانشگاهی مجازی دارد، به سمت قائم مقام سازمان منصوب شد. اقدامی که بخاطر گذشته بقایی صدای اصولگرایان را در آورد. شاید برای خوانندگان وبلاگ جالب باشد که بدانند اساسا از ابتدا کسی با شخص مشائی مشکل نداشت با معاونین وی و افراد حاضر در دفتر ریاست مشکل وجود داشت!

قرار است علی اصغر پرهیزگار به مدیریت عامل کانون اتومبیل رانی و جهانگردی، –شایان ذکر است که شخص مذکور تا سال گذشته دیپلم هم نداشت!– مجید هاشمی به مدیریت کل حفظ و احیاء منصوب شد، –وی دیپلمه است– رضا موسوی به سمت معاونت فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری–وی معلم ترتیل، قران است– و کوشا در دفتر ریاست مشغول به کار شوند.

بی دلیل نیست که مجلس قصد دارد با شتاب سازمان میراث فرهنگی را تبدیل به نهاد وزارتی کند تا بتواند بر آن نظارت داشته باشد. سازمان دوستان مسئله دار! نکته دیگر اینکه مخالفت مجلس با معاونت اولی مشائی به دلیل احتمال ریاست جمهوری وی در این دوره و دور بعد بود. آبرو به اصولگرایان فعلی نمی ماند اگر حمید بقایی در دسته اول مدیران دولتی جای گیرد.

پ.ن: مطلبی نوشته بودم در مورد آقای زواره ای، اسامی برخی را با مخفف آوردم، علت آن است که من و انتخاب هنوز با یکی از آقایان مشکل داریم! مثلا می خواستیم افشاگری کنیم تا ریاست دولت نهم که آن اوایل قول می داد فله ای دستگیرشان کند! اما ایشان نخ که هیچ طنابش بجای خیلی بالایی وصل بود. شاید شما لذت ببرید از افشاگری ولی وجوه دیگر ماجرا را هم باید دید!

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/4. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
افرادی که در مراسم تنفیذ شرکت نکرده اند تعدادشان بیشتر از آنی است که تصور می شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی
حجت السلام والمسلمین ناطق نوری
حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی
حجت السلام والمسلمین محمد خاتمی
حجت السلام والمسلمین سیدحسن خمینی
مهندس سید میرحسین موسوی
دکتر عارف

اما جالبتر از همه، عدم حضور آیت الله محمد محمدی ری شهری متولی حج کشور است. ایشان شب گذشته به تبریز سفر کرده است. در پاسخ به این سئوال که چرا در این زمان به تبریز آمده اید گفت برای عدم شرکت در مراسم تنفیذ! این تنها پاسخی بود که از زبان وی شنیده شد.

گویا اقدام احمدی نژاد برای به زیر تسلط درآوردن نهاد حج و زیارت آیت الله ری شهری را به شدت خشمگین کرده است.

اما شرکت کنندگان مهم این مراسم از این قرار بودند؛ آیات هاشمی شاهرودی، جنتی، مصباح یزدی، محمدی گلپایگانی، کاشانی، حجت السلام سید مجتبی حسینی خامنه، علی لاریجانی، فرماندهان ارتش و سپاه و وزرای دولت نهم.

پ.ن: آقای فقیهی در پاسخ به سئوالات گفتند: "صبر داشته باشید، بزودی پاسخ تان می دهم."

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/3. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سید رضا زواره ای معروف به بولدوزر انقلاب بود. او رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و عضو شورای نگهبان بود. چندی پیش یکی از نزدیکانش درباره مرگ مشکوک زواره ای گفت: سال 84 و پس از رد صلاحیتش وی تلویحا احمد جنتی را تهدید می کند. به واسطه شغلش در سازمان ثبت اسناد مي دانست که احمد جنتي چگونه املاک روستاييان بيچاره در حوالي ورامين، تهران، قم، شميران و... را بنام خود کرده است.
او اضافه کرد: وقتي در انتخابات هشتم رد صلاحيت شد، درنامه اي به احمد جنتي اعلام مي کند که اگر صلاحيتش تاييد نشود، مسائل پشت پرده وي را افشاد خواهد کرد. پس از آن طی گفت و گویی تلفنی با جنتی تهدید به افشا گری می کند. همان زمان تهدید به افشای محمدی گلپایگانی نیز می کند. رئیس دفتر مقام رهبری هکتارها از زمین های حسن آباد تهران را به نام خود کرده بود. او موفق نمی شود و شهریورماه سال 84 در حالی که روی زمین پدری در ورامین در حال کشاورزی بود، فوت کرد.

علت مرگ سکته قلبی عنوان شد ولی به گفته شاهدان وی لحظاتی قبل از مرگ خون بالا آورده بود. یکی از نزدیکانش در این باره می گوید: "غذاي وي بوسيله زهر مسموم شده بود." او این ادعا را پس از یادآوری تهدید زواره ای به مرگ از سوی افرادی ناشناس دو روز قبل از مرگش، مطرح می کند."

همان زمان، برادرزاده زواره ای در گفت و گو با خبرگزاری ها با بیان اینکه در آخرین لحظات حیات در کنار وی بود، گفته بود: "عمویم در قلبش احساس سنگینی  می کرد و به من گفت برایم آب بیاور و مرا باد بزن ، ولی بعد از چند دقیقه بیهوش شد و فوت کرد."

ماجرا وقتی جالب تر می شود که پس از مرگ وی بسیاری از پرونده های زمین خواری از جمله پرونده های ع-ک وزیر سابق، م-س-ک وزیر سابق، س-ج-الف یکی از سفرای ایران در جنوب شرق آسیا و مرحوم مهندس ف مقاطعه کار معروف و... مختومه اعلام شدند. (ببخشید نمی توانم اسم بیاورم چون همگی تبرئه شدند.) به این ها اضافه کنید نزدیک 200 هکتار زمین های دماوند کیهان که دیگر بررسی فروش یا تغییر کاربری آن غیر ممکن است.

شاید بعدها بیشتر روشن شود؛ زواره ای که 9 سال ریاست ثبت را برعهده داشت و غیر از آن 8 سال عضو حقوقدان شورای نگهبان و قائم مقام جنتی بود. چه رازهایی در سینه داشت.

اما درباره رد صلاحیت زواره ای در سال 84 از یکی از معممین پرسیدم؛ "وقتی از جناح چپ آقای معین و مهرعلیزاده را که رد کردند، زواره ای را هم از جناح راست رد کردند. شورای نگهبان مثلا می خواست اعلام کند که ما جناحی عمل نمی کنیم. در کوران بحث های انتخاباتی نام زواره ای به فراموشی سپرده می شود و مقام رهبری چون درخواستی از سوی زواره ای مطرح نشده بود تنها درباره معین و مهرعلیزاده حکم حکومتی می دهد. زواره ای هزینه بازی های جناح های سیاسی شد".

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/2. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یادش بخیر! من با نام های مستعار دیگری هم می نوشتم. غیر از ترجمه ها، معروف ترینشان "رضا شریعتمدار" و "ر/سلیم" در عالم سیاست و "رسا سمیعی" در دنیای طنز سیاسی بود. البته هنوز هم با نام مستعار می نویسم گرچه با نام های دیگری! "رضا شریعتمدار" که به دلیل پرداختن به پرونده زمین خواری باطل شد! ر/سلیم هم برنتابیدند. رسا سمیعی بدبخت شد، آنهم به علت انتشار عکس های بیادی و کاشانی در کنسرت جازی در خارج از کشور!

یکی از مطالبی که با نام ر/سلیم نوشتم و خودم هم آن را دوست دارم؛ مطلبی با عنوان "جناب شریعتمداری! انکیزیسیون راه انداخته اید؟" است. همیشه وقتی می خواستم برای دیگران شریعتمداری را مجسم کنم می گفتم فکر کنید قلمش چکمه پوشیده! آن هم از نوع استالینی. "آقای قلم چکمه پوش"

بروید ادامه مطلب...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/2. موضوع : من با خودم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
با خبر شدم که محمد مهدی فقیهی ریاست پیشین دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و سردبیر روزنامه انتخاب قصد تشکیل جریانی سیاسی تحت عنوان "جبهه راه سوم"  در جهت نجات کشور از وضع موجود و آینده ای نامعلوم و مقابله با دین حکومتی دارد.

در همین راستا دیدارهایی نیز با برخی از چهره های شاخص اصولگرا و اصلاح طلب داشته و جلساتی نیز برگزار شده است.

امید که چنین جریانی شکل گیرد که اگر جریان سومی در میان دو جریان دیگر کشور وجود داشت امروز به این وضع دچار نبودیم.

در صدد هستم تا از خود آقای فقیهی جزئیات این جلسات و این جریان را بپرسم، چنانچه خبری کسب کردم در وبلاگ پوشش خواهم داد.

پ.ن 1: سئوالات را مطرح کردم و در انتظار پاسخ هستم.

پ.ن2: متن سئوالات:

آقای فقیهی سلام و چه خبر؟ برخی از دوستان پیشین شما در زندان هستند.

عادت کرده بودیم به بی خبری از شما اما بعد از انتخابات منتظر بودیم تا نظرات شما را بشنویم؟ روند انتخابات و اتفاقات پس از آن را چگونه دیدید؟

شنیدم که قرار است که جریانی سیاسی تشکیل دهید، این خبر تا چه اندازه صحت دارد و تا الان چه تلاش های برای ایجاد این جریان کرده اید؟

این جریان کجای جناح بندی های سیاسی حاضر در کشور قرار خواهد گرفت و چه کسانی در راس جریان خواهند بود؟

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
آيت الله سيد رضا موسوي شاهرودي امام جماعت مسجد لولاگر تهران و نماينده آيت الله العظمي سيستاني در تهران گفت: "مسجد لولاگر بوسيله منافقين بسيج به آتش کشيده شد."

به گزارش وبلاگ خواهان صلح، آیت الله موسوی شاهرودی که با برخی از حاضرین در مسجد گفت و گو می کرد، با اشاره به اينکه در هر گروهي منافقيني وجود دارند، تصریح کرد: "در میان بسیج نیز منافقین وجود دارند، همچنانکه در طرف هواداران مهندس موسوي نيز منافقيني يافت مي شوند که قصد خرابکاري دارند."

امام جمعه مسجد لولاگر خاطرنشان ساخت: "متاسفانه مسجد لولاگر تهران بوسيله بسيجيان منافقي که در پشت بام آن بسوي مردم شليک مي کردند، به آتش کشيده شده است."

یادآور می شود که مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان عصر روز سی ام خردادماه به آتش کشیده شده بود و رسانه های دولتی-حکومتی این اقدام را به "اراذل و اوباش" هوادار موسوی منتسب کردند. ان حادثه افزون بر 10 کشته و زخمی برجای گذاشت.

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

پ.ن مهم: اگر امروز نتوانم حداکثر تا فردا مطالب مهمی درباره مرگ مشکوک سید رضا زواره ای خواهم نوشت. مورد بعدی مطلبی در خصوص رئیس مسئله دار میراث فرهنگی است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
نمی دانم این خبر را خوانده اید یا نه؟؛ اطلاعیه دادستانی تهران: "شنبه، دادگاه عوامل ميداني آشوب ها" آقای سعید مرتضوی قرار است از روز شنبه آینده محاکمه اغتشاش گران! را آغاز کند. مصداق مرد عوضی همین آقای مرتضوی است! اشتباه نگیرید منظورم آن ناسزایی نیست که این روزها نقل و نبات است. آقا سعید مثلا باید داد مردم را از بیدادگران بستاند! آقا سعید مثلا باید مردم را از بیداد حکومت محافظت کند، اما چون عوضی است جای عوضی هم قرار گرفته و عوضی هم بجای مردم دارد از حاکمیتی دفاع می کند که زبانش تیر است و باتوم و زندان در مقابل مردم بدبختی که گفتند: "رای ما کجاست؟".

بخوانید خبر را ببینید می خواهد به چه اتهاماتی مردم بیچاره را محاکمه کند؛

1- حمله به مراكز نظامي با سلاح گرم و سرد و بمب هاي آتش زا
2- حمله به مراكز دولتي و به آتش كشيدن آنها

3- تخريب اموال عمومي
4- ايجاد رعب و وحشت در بين مردم
5-
ارتباط با گروه هاي معاند و محارب مانند گروهگ منافقين
6- ضرب و شتم مامورين انتظامي و امنيتي
7- ضرب و شتم شهروندان
8- تخريب اموال شخصي مردم
9- تهيه گزارش براي رسانه هاي بيگانه و دشمن
10- توزيع شبنامه بر عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي.

خدا می داند چه کسی باید داد مردم را بستاند. چه کسی پاسخ خون آن ده ها نفری را خواهد داد که به دست ماموران دولتی-حکومتی کشته شدند. چه کسی پاسخ آن پدر پیر را خواهد داد که عصای دستش قطع نخاع شده و هزار رقم دیگر.

گاهی اینقدر ظلم شدت می گیرد که آدمی خفقان می گیرد. فکر نمی کنم هیچ یک از خوانندگان وبلاگ ابیات زیبای قصیده سرای فرغانه ای، سیف الدین محمد فرغانی را نخوانده باشد، همان که می گوید؛ هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد/هم رونق زمان شما نیز بگذرد// در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت/ این عوعو ِ سگان شما نیز بگذر.

فرغانی قصیده ی زیبایی دارد به نام "ای که اندر ملک گفتی می‌نهم قانون عدل" که سیلی محکمی است بر صورت ظالمان امروزی، افرادی مثل آقای مرتضوی و ابواب جمعی اش؛

ای که اندر مُلک گفتی می‌نهم قانون عدل         
ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون عدل

این امیرانی که بیماران حرص‌اند و طمع        
همچو صحت از مرض، دورند از قانون عدل

دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم        
بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل

ز آن همی ترسم که ناگه سقف بر فرش اوفتد        
خانه‌ی دین را که بس باریک شد استون عدل-استون به معنی ستون

ظالمان سر گشته چون چرخند تا سرگین جور-سرگین به معنی فضله چارپایان  
گاو جهل این خران انداخت بر گردون عدل

چون هلال دولت این ظالمان شد بدر تام        
هر شبی نقصان پذیرد ماه روز افزون عدل

دیگران در وی چو مُجمَر عود احسان سوختند-مجمر به معنی عودسوز با اعراب دیگی به معنی منقل
وین خسان را هیمه سرگین است در کانون عدل

آب عدل و دست احسان شوید از روی زمین        
چرک ظلم این عوانان را به یک صابون عدل- عوان به معنی پاسبان

گر چه عدل و دین نمی‌دانی ولی می‌دان که هست        
راستی معنی دین و نیکویی مضمون عدل

اطلس دولت چو در پوشیدی احسان کن! بدوز،        
بهر عریانان ظلمت صدره‌ای ز اَکسون عدل-اکسون به معنی جامه سیاه قیمتی

حاکمی عادل همی باید که دندان بر کند        
مار ظلم این عقارب را به یک افسون عدل-عقارب جمع عقرب و همچنین شداید

باد لطفش وانشاندی آتش این ظلم را        
خاک را گر آب دادی ایزد از جیحون عدل

آمدی جمشید و مهدی تا شدی سر کوفته        
مار ضحاکان ظلم از گرز افریدون عدل

تا امام خود نسازی شرع را در کار ملک        
هر چه تو حاکم کنی چون ظلم باشد دون عدل

گر خواهی تا نظم گیرد کار ملک و دین ز تو        
جهد کن تا جمله افعالت شود موزون عدل

تا مزاج مملکت صحت پذیرد بعد ازین        
خلط ظلم از طبع بیرون کن به افتیمون عدل-افتیمون دوایی است برای رفع صفرا

ظلمت ظلمت‌گر از پشت زمین برخاستی        
روی بنمودی به مردم چهره‌ی گلگون عدل

حرص زرگر کم بدی در تو، عروس ملک را        
گوش عقد در شدی از للی مکنون عدل

سیف فرغانی چو پیدا گشت بوم شوم ظلم        
راست چون عنقا نهان شد طایر میمون عدل

*لااقل شاه ادعای عدلش نمی شد.

پ.ن: یکی از دوستان را به جرم عجیبی بازداشت کرده اند. امیدوارم اشتباه شده باشد. فعلا سکوت تا ببینیم چه خبر است!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/30. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پایگاه خبری انتخاب دوباره و با آدرسی تازه EntekhabNews.Org آغاز به کار کرده.

به قول آنلاینی ها، دوباره خوش آمدید!

امیدوارم توی این دوره جدید کاری، تمام آدرس های انتخاب رفع فیلتر بشه، مدیرش به آن چیزی که آرزو داشته برای انتخاب برسه و انتخاب هم دوباره به روزهای اوجش برگرده.

کار سختی است وقتی می خواهی چیزی که خراب شده دوباره از نو بنا کنی. فکر کنید در عرض 4 سال 11 بار خانه ای بسازید و هر بار بدخواهی آن را ویران کند. غم و یاس بر دل آدم می نشیند.

ماشالله مدیر انتخاب را دیدم شاداب تر، امیدوارتر و فعال تر از همیشه بود. خب اینکه آدم امیدش را از دست ندهد بسیار مهم و حیاتی است.

اگر عمری بود حتما دوباره در انتخاب ستون نگاهی دیگر را برقرار خواهم کرد. هم دلم گرفته از جفایی که به چشم دیدم، هم خوشحالم که دوباره یک سایت خبری در این وانفسای اطلاعاتی-خبری به صحنه رسانه های مجازی کشور بازگشته.

یادم نیست که انتخاب آقا بود یا خانم؟! ولی ناز زیاد داشت پس فکر می کنم که انتخاب خانم است.

خانم انتخاب! خوش آمدی!! EntekhabNews.Org این هم آدرس تازه انتخاب.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/29. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

آیت الله عظمی صانعی از مراجع تقلید شیعیان طی نامه خطاب به آقایان موسوی، کروبی و خاتمی ابراز امیدواری کرد که مسئولین به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند.

ایشان افزوده گفت: مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد.

به گزارش وبلاگ خواهان صلح و به نقل از رونوشت دریافتی، متن کامل این نامه بدین شرح است: 

بسمه تعالي

حضور محترم حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمي، کروبي و دوست مکرم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي و ساير امضا کنندگان محترم نامه مورخ3/5/88
بعد التحية و السلام؛

تظلم هاي کتبي شما بزرگان که گوياي تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوري اسلامي که توسط امام امت (سلام الله عليه) ترسيم گرديده دريافت شد.
همانطور که همگان مي دانند ميزان رأي ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسي بايد بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر اين اساس بايد به سمتي حرکت کنيم که منطق، آزادي بيان، صدق و راستي و دفاع از حقوق انسان ها جايگزين ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحي و جسمي ـ که ماحصل دولت هاي غير مردمي، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتي است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زنداني نمودن، ظلم و آزار و شکنجه هاي روحي و حتي کشتن مردمي که براي دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزي را داشته اند، هستيم.

 اينجانب به حکم لزوم جلوگيري از ظلم ظالمين به همه کساني که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زنداني کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت مي کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفي به آنان مي باشد ـ مي پردازند مي گويم که اينگونه ظلم ها به کساني که هيچ پناهگاهي جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار مي رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانيت و معصيتي فوق العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان(عليهم السلام) که آنها هم امام بوده اند و براي درس به ديگران وصيت کرده اند که بايد از آن فاصله گرفت و به آن نزديک نشد: «اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله» لذا اميدوارم تا دير نشده زمينه آزادي تمام زندانيان و اجازه برگزاري مراسم به خانواده شهداي حوادث اخير داده شود و آمرين و عاملين و محرکين و همه آنها که به نحوي در بروز حوادث اخير دخيل بوده اند توبه نموده و رضايت مضروبين و آسيب ديدگان را جلب نمايند و در يک جمله به نصايح خيرخواهانه آيت الله هاشمي دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمايند تا پرونده دولت بيش از مسئله انتخابات و عدم مشروعيت شرعي و مقبوليت که بوسيله قانون اساسي با رأي قطعي و بدون ترديد توده مردم حاصل مي شود، سنگين تر نگردد و حقوق اوليه مردم تضييع نشود و به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازي ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمي شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاري ستمکاران را در زماني نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.

در خاتمه همانطور که قبلاً گفته ام، بار ديگر به شما و همه ملت شريف و عزيز ايران اسلامي در داخل و خارج و همه کساني که تلاش مي کنند صداي مظلومين معترض به انتخابات را بگوش جهانيان برسانند عرض مي کنم که مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقايان با حفظ وحدت، که رمز پيروزي شماست و اتحاد توده هاي مردمي را نيز به دنبال خواهد داشت، توانسته ايد همگام و همفکر با يکديگر به جلب و جذب مردم مخصوصاً نسل جوان بپردازيد و شهد شيرين دفاع از حقوق انسان ها و حاکميت مردمي را به يادگار بگذاريد.


يوسف صانعي
4/5/88
3 شعبان المعظم1430
 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/27. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
از قوه قضائیه خبر می رسد که روز 23-24 مرداد، ریاست جدید قوه قضائیه معرفی خواهد شد. گویا روز پنج شنبه 22 مردادماه قرار است آخرین روز کار رسمی آیت الله هاشمی شاهرودی باشد.

گزینه نخست برای این منصب آیت الله شیخ صادق لاریجانی است، هرچند او با فراست همه راه ها را برای خود باز گذاشته است. مطلبی که به نقل از آیت الله وحید خراسانی، پدر زن شیخ صادق لاریجانی مبنی بر "پذیرفتن این منصب یعنی از دست دادن آخرت" در رسانه ها نقل شد، گویا تمهیدی بود که شیخ صادق به دلیل احتمال عدم انتصابش از پیش اندیشیده و چید.

علت اما، سخنی است که ریاست حکومت، آیت الله خامنه ای در دیدار با مسئولان بیان داشته؛ "نمره بر اساس کار و حال فعلی افراد است". همان سخنی که آیت الله خمینی پیش از این گفته بود. حال باید دید ذیل بیانیه اخیر خبرگان رهبری در حمایت از آیت الله خامنه ای آیا صادق لاریجانی امضای خود را به ثبت رسانده یا خیر! با این تفسیر شیوخ جنتی و یزدی که بیانیه را تنظیم کرده اند، می بایست شانس بالایی می داشتند، اما سن بالای آنها این شانس را از کف شان ربود.

گزینه دوم برای این منصب حجت السلام والمسلمین محسنی اژه ای است. وی از طرف راست افراطگرا به ریاست حکومت معرفی شده بدین دلیل که از جهت گیری صادق لاریجانی به ویژه در زمان ریاست احتمالی بر قوه قضائیه نگرانی وجود دارد، در حالی که محسنی اژه ای امتحان خود را در دادگاه ویژه، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات به خوبی پس داده است.

گزینه سوم، آیت الله سیدمحمدرضا مدرسی یزدی عضو فقیه شورای نگهبان است. وی در جناح راست سنتی است اما عموما از جهت گیری به سود جناح راست پرهیز دارد.

هرچند سه گزینه در این مطلب مطرح شده اند، اما شیخ صادق لاریجانی محتمل ترین و پرشانس ترین گزینه است، مگر با رویه جدیدی که آیت الله خامنه ای مبتنی بر اصل "حمایت زبانی، عملی و قلبی مسئولین از وی "در پیش گرفته، او این منصب را به رقبای دیگر واگذار کند. 

با توجه به خلقیات آیت الله خامنه ای، اقدام شیخ صادق لاریجانی برای پخش خبر نظر پدرزنش هوشمندانه و در جهت جلوگیری از تضعیف جایگاهش بوده است.

پ.ن-خیلی مهم: کاش ما هم رسانه ای در اندازه فارس داشتیم. خبر فارس مبنی بر امضای 65 نفر از اعضای خبرگان ذیل بیانیه شیخ یزدی و جنتی دروغ محص است. با این کار می خواهند جو سازی کنند تا بقیه نیز امضا کنند. اگر 40 امضا هم می داشتند تا الان اسامی شان را منتشر کرده بودند. با این اخبار می خواهند نمایندگان را بترسانند و بگویند زود باشید تا دیر نشده این بیانیه جعلی که ریاست خبرگان هم از آن بی خبر بوده امضا کنید! مشتی دروغ گو در فارس گردهم آمده اند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/26. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بازخوانی یک مطلب قدیمی؛ مطلب زیر را مدتها پیش در این وبلاگ درج کردم. فکر نمی کردم روزی آن را به عنوان سند به رخ حکام فعلی بکشم. دلایل آن مطلب کجا و دلایل این نوشته کجا؟!

در زیر بخشی از نامه ای را نقل می کنم که فعالین سیاسی دوران استبداد پهلوی نوشتند. بعد از این نامه شاه دستور داد تا همه نویسندگان نامه را بگیرند و چوب به آستین شان فرو کنند. یکی از نویسندگان نامه، همان کسی است که شاه یک ماه قبل از انقلاب به او التماس کرد تا نخست وزیری را بپذیرد، اما...! آن دیگری هم ماموران ساواک در آذر 56 دستش (مرحوم فروهر) را در تجمع حزبی قلم می کنند و آن یکی را چندی پس از نوشتن نامه می گیرند. بخاطر این خطای بزرگ! طرفداران شان هم با سنگ و چماق و باتوم تنبیه می شوند!

خودتان مخاطب نامه را عوض کنید، به حال و روز امروزمان کم شبیه نیست!

این نامه سرگشاده خرداد 1356 با امضای كريم‌ سنجابي‌، شاهپور بختيار و داريوش‌ فروهر برای شاه نوشته شده است.

[پيشگاه‌ اعليحضرت‌ همايوني‌ شاهنشاه‌

فرايندگي‌ تنگناها و نابسامانيهاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ كشور چنان‌ دورنماي‌ خطرناكي‌ را در برابر ديدگان‌ هر ايراني‌ قرار داده‌ كه‌ امضا كنندگان‌ زير بنا به‌ وظيفه‌ ملي‌ و ديني‌، در برابر خلق‌ و خدا با توجه‌ به‌ اينكه‌ در مقامات‌ پارلماني‌ و قضائي‌ و دولتي‌ كشور كسي‌ را كه‌ صاحب‌ تشخيص‌ و تصميم‌ بود، و مسئوليت‌ و مأموريتي‌ غير از پيروي‌ از «منويات‌ ملوكانه‌» داشته‌ باشد نمي‌شناسيم‌، و در حاليكه‌ تمام‌ امور مملكت‌ از طريق‌ صدور فرمانها انجام‌ مي‌شود، انتخاب‌ نمايندگان‌ ملت‌، انشاء قوانين‌، تاسيس‌ حزب‌ و حتي‌ انقلاب‌ در كف‌ اقتدار شخص‌ اعليحضرت‌ قرار دارد كه‌ همه‌ اختيارات‌، افتخارات‌، سپاسها، و بنابراين‌ مسئوليتها را منحصر و متوجه‌ به‌ خود فرموده‌اند، اين‌ مشروحه‌ را عليرغم‌ خطرات‌ سنگيني‌ تقديم‌ حضور مي‌داريم‌.

در زماني‌ مبادرت‌ به‌ چنين‌ اقدامي‌ مي‌شود كه‌ مملكت‌ از هر طرف‌ در لبه‌ پرتگاه‌ قرار گرفته‌، همه‌ جريانها به‌ بن‌بست‌ كشيده‌، نيازمنديهاي‌ عمومي‌ به‌ خصوص‌ خواروبار و مسكن‌ با قيمتهاي‌ تصاعدي‌ بي‌نظيردچار نايابي‌ گشته‌، كشاورزي‌ و دامداري‌ رو به‌ نيستي‌ گذارده‌، صنايع‌ نوپاي‌ ملي‌ و نيروي‌ انساني‌ در بحران‌ و تزلزل‌ افتاده‌، تراز بازرگاني‌ كشور نابرابري‌ صادرات‌ و واردات‌ وحشت‌آورگرديده‌، نفت‌ اين‌ ميراث‌ گرانبهاي‌ خدادادي‌ به‌ شدت‌ تبذير(اسراف کاری) شده‌، برنامه‌هاي‌ عنوان‌ شده‌، اصلاح‌ و انقلاب‌ ناكام‌ مانده‌، و از همه‌ بدتر گرفتن‌ حقوق‌ انساني‌، آزاديهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و نقض اصول‌ قانون‌ اساسي‌ همراه‌ با خشونت‌ پليس‌ به‌ حداكثر رسيده‌، و روح‌ فساد و فحشا و تملق‌، فضيلت‌ بشري‌ و اخلاق‌ ملي‌ را به‌ تباهي‌ كشيده‌ است.

حاصل‌ تمام‌ اين‌ اوضاع‌، توأم‌ با وعده‌ها و ادعاهاي‌ پايان‌ناپذير و گزافه‌ گوئيها و تبليغات‌ و تحميل‌ جشنها، و تظاهرات‌ نارضائي‌ و نااميدي‌ عمومي‌ و ترك‌ وطن‌، و خروج‌ سرمايه‌ها و عصيان‌ نسل‌ جوان‌ شده‌، كه‌ عاشقانه‌ داوطلب‌ زندان‌ و شكنجه‌ و مرگ‌ مي‌گردند، و دست‌ به‌ كارهائي‌ مي‌زنند كه‌ دستگاه‌ حاكمه‌ آن‌ را خرابكاري‌ و خيانت‌، و خود آنها فداكاري‌ و شرافت‌ مي‌نامند.

اين‌ همه‌ ناهنجاري‌ها در وضع‌ زندگي‌ ملي‌ را ناگزير بايد مربوط‌ به‌ طرز مديريت‌ مملكت‌ دانست‌، مديريتي‌ كه‌ بر خلاف‌ نص‌ صريح‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، جنبه‌ فردي‌ و استبدادي‌ در آرايش‌ نظام‌ شاهنشاهي‌ پيدا كرده‌ است‌.

در حاليكه‌ نظام‌ شاهنشاهي‌، خود برداشت‌ كلي‌ از نهاد اجتماعي‌ حكومت‌ در پهنه‌ تاريخ‌ ايران‌ مي‌باشد كه‌ انقلاب‌ مشروطه‌ داراي‌ تعريف‌ قانوني‌ گرديده‌، و در همين‌ قانون‌ اساسي‌ و متمم‌ آن‌ حدود حقوق‌ سلطنت‌ بدون‌ كوچكترين‌ ابهامي‌ تعيين‌ و «قدرت‌ ناشي‌ از ملت‌» و شخص‌ پادشاه‌ از مسئوليت‌ مبري‌ شناخته‌ شده‌ است‌.

در روزگار كنوني‌ و موقعيت‌ جغرافيائي‌ و حساس‌ كشور ما اداره‌ امور چنان‌ پيچيده‌ گرديده‌ كه‌ توفيق‌ در آن‌ تنها با استمداد از همكاري‌ صميمانه‌ تمام‌ نيروهاي‌ مردم‌ در محيطي‌ آزاد، و قانون‌ و احترام‌ به‌ شخصیت انسانها امكان‌پذير مي‌شود.

اين‌ مشروحه‌ سرگشاده‌ به‌ مقامي‌ تقديم‌ مي‌گردد كه‌ چند سال‌ پيش‌ در دانشگاه‌ هاروارد فرمودند: «نتيجه‌ تجاوز به‌ آزاديهاي‌ فردي‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ احتياجات‌ روحي‌ انسانها ايجاد سرخوردگي‌ است‌، و افراد سرخورده‌ راه‌ منفي‌ پيش‌ مي‌گيرند تا ارتباط‌ خود را با همه‌ مقررات‌ و سنن‌ اجتماعي‌ قطع‌ كنند، و تنها وسيله‌ رفع‌ اين‌ سرخوردگي‌ احترام‌ به‌ شخصيت‌ و آزادي‌ افراد و اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسانها برده‌ دولت‌ نيستند، بلكه‌ دولت‌ خدمت‌گزار افراد مملكت‌ است‌.» و نيز به‌ تازگي‌ در مشهد مقدس‌ اعلام‌ فرموديد: «رفع‌ عيب‌ به‌ وسيله‌ هفت‌ تير نمي‌شود، بلكه‌ به‌ وسيله‌ جهاد اجتماعي‌ مي‌توان‌ عليه‌ فساد مبارزه‌ كرد.»

بنابراين‌ تنها راه‌ بازگشت‌ و رشد ايمان‌ و شخصيت‌ فردي‌ و همكاري‌ ملي‌ و خلاصي‌ از تنگناها و دشواريهايي‌ كه‌ آينده‌ ايران‌ را تهديد مي‌كند، ترك‌ حكومت‌ استبدادي‌، تمكين‌ مطلق‌ به‌ اصول‌ مشروطه‌، احيای حقوق‌ ملت‌، احترام‌ واقعي‌ به‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، و انصراف‌ از حزب‌ واحد و اجتماعات‌، آزادي‌ زندانيان‌ و تبعيد شدگان‌ سياسي‌، و استقرار حكومتي‌ است‌ متكي‌ بر اكثريت‌ نمايندگان‌ منتخب‌ که از طرف‌ ملت‌ باشد و خود را بر طبق‌ قانون‌ اساسي‌ مسئول‌ بداند.]

این غزل را همیشه برای دوستانم وقتی کاسه صبرشان لبریز می شد، زمزمه می کردم، حالا محتاجم کسی آن را برایم بخواند؛

ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم///از آخرت بریده ز دنیا گذشته‌ایم
از ما مجو تردد خاطر که عمرهاست
///کز آرزوی وسوسه فرما گذشته‌ایم
گشته است در میانه روی عمر ما تمام
///ما از پل صراط همین جا گذشته‌ایم
عزم درست کار پر و بال می‌کند
///با کشتی شکسته ز دریا گذشته‌ایم
از نقش پای ما سخنی چند چون قلم///مانده است یادگار به هر جا گذشته‌ایم

ما چون حباب منت رهبر نمی‌کشیم////صد بار چشم بسته ز دریا گذشته‌ایم

صائب ز راز سینه‌ی بحریم با خبر///چون موج اگر چه تند ز دریا گذشته‌ایم

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/25. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟