بیچاره خانم صابری در قد و قواره جاسوسان نبود، آزادی سریع وی، گفته مرا تایید می کند. گرچه در این میان، ایران و آمریکا به یکدیگر نان قرض می دهند، اما مسئولین ما از یاد برده اند که اقداماتی این چنین، چهره ایران را در جامعه جهانی مخدوش تر خواهد کرد. آنچه به هر ذهنی خطور می کند؛
1- رکسانا صابری جاسوس نبود، بنابراین آزاد شد؛ به سادگی یعنی آنکه ایران، خبرنگاران و اصلا هر که را دوست دارد (در صورت نیاز) به جرم جاسوسی دستگیر می کند. چنین برداشتی از ما در جامعه جهانی واقعا وحشتناک است، در این شرایط ما را با روسیه استالینی و آلمان پیش از جنگ دوم مقایسه خواهند کرد. به این ترتیب ما به تبلیغات جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل هم یاری رسانده ایم که مدام ایران را با آلمان هیتلری قیاس می کنند.
از سوی دیگر در ایران نیز قبح عمل (جاسوسی) از بین می رود، و مردم را به این اندیشه وا می دارد که حاکمیت برای نیل به اهدافش اگر نیاز باشد پاپوش هم (برای مخالفین و یا هر شخص سومی) می دوزد! این عمل برای حکومت هایی نظیر آمریکا ایراد ندارد، اما برای ایرانی که فریاد اسلام و عدلش دنیا را برداشته، پر از ایراد و زشتی است. اگر نه از نظر سیاسی از لحاظ شرعی، گناهی کبیره است که بلایی اینچنین سر بیگناهی (حالا به هر دلیل) نازل کنیم. اصلا کدام منافع از قبل چنین اقدامی نصیب ایران خواهد شد؟
2- رکسانا صابری جاسوس
بود، اما باتوجه به شرایط جدیدی که میان ایران و آمریکا برقرار شده است،
ایران حسن نیت! نشان داده، و با اغماض از سر گناهی نابخشودنی، گذشته است؛
این دیگر چگونه حسن نیتی است؟ چرا این گونه حسن نیت ها شامل خود ایرانیان
نمی شود؟ حتما باید مثل نازی عظیما، تاج بخش، اسنفدیاری، شاکری، و
جهانبگلو ملیتی دیگر داشت، تا مشمول این حسن نیت ها شد؟ چنین برداشتی از
ما، جامعه جهانی را به این فکر می اندازد که ایران از اجماع جهانی که آقای
اوباما می تواند به سادگی علیه ایران درست کند، ترسیده و یک قدم عقب نشینی
کرده است. سئوال این است که این دیگر چگونه عقب نشینی است و کجایش
استراتژیک است، آن هم در این شرایط؟ کجای آن با منطق روابط بین الملل جور
در می آید؟ این هم شد معامله سیاسی؟ در پاسخ به این اقدام، آمریکا چه
واکنشی نشان خواهد داد؟ ایرانیان محبوس در عراق آزاد می شوند؟ معلوم است
که نه!
جدا از موارد بالا، دو موضوعی که بسیار مهم اند؛ یکی تفکیک قواست که در همه حال باید رعایت شود و در این 4 سال گاهی به دست فراموشی سپرده شده. چه دلیلی دارد رئیس جمهوری به قوه قضائیه نامه بنویسد؟ مگر رکسانا صابری شهروند ایران است که آقای احمدی نژاد به فکر حمایت از ایشان افتاده و قوه قضائیه هم نامه را بر چشم می گذارد؟ کاهش محکومیت، این شائبه را به وجود می آورد که نامه آقای احمدی نژاد موثر افتاده. از طرف دیگر اقدامات آقای احمدی نژاد نیز جالب توجه است؛ پیگیر کارهای افرادی است که یا اصلا ایرانی نیستند، مثل ماجرای ملوانان انگلیسی، یا به دنبال حل مشکلات چند ملیتی هاست. بقیه باید چه کنند تا مشمول توجه ایشان شوند؟
مورد
دوم، ضعف یا تفسیر پذیری قوانین ماست که با شعار بهترین قوه قضائیه دنیا
اصلا جور در نمی آید. اینکه شخصی در دادگاه بدوی به 8 سال حبس تعزیری
محکوم شود و در تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی، تنها و تنها می تواند در
قوانین ایران اتفاق بیافتد. این دیگر چه قانونی است که عرض و طولش اینقدر
زیاد است؟ چرا به فکر تصحیح آن نمی افتید؟ غیر از ایراداتی که با این
اقدام بر قانون جزا وارد می شود، این دو قاضی چرا تا این اندازه رایشان با
یکدیگر تفاوت دارد؟ قانون اشکال دارد، آنها که ان شاء الله علم دارند؟!
بالاخره یا کسی بی گناه یا گناه کار است، کدام جاسوسی به حبس تعلیقی محکوم
می شود؟! با خروج صابری از ایران، یعنی قاضی اول به خطا رفته است، بنابرین
ایشان به دلیل ضربه زدن به منافع ملی باید توبیخ شود!
اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس "negahedigar@msn.com" ارسال کنید."
همین مطلب در انتخاب؛ جاسوسی از نوع رکسانا!




