تبليغاتX
خواهان صلح
 
 
یک منبع آگاه در دادگستری تهران در گفت و گو با خواهان صلح از فساد برخی مسئولین پرده برداشت.
به گفته این منبع آگاه برخی از مسئولین ارشد قوه قضائیه از جمله روسای سابق دفتر حوزه ریاست قوه قضائیه (در زمان ریاست آیت الله شاهرودی) برای هر ملاقات شخصی افراد با رئیس قوه قضائیه مبلغی بین 20 الی 30 میلیون رشوه طلب می کرده اند.

لازم به ذکر است که از سال 86، حمیدرضا موحدي مسئوليت حوزه رياست قوه قضائيه آیت الله شاهرودی را برعهده داشت. سيد محمود هاشمي شاهرودي، تنها پس از گذشت كمتر از 2 ماه از ابقاي 9 مسئول عالي قضايي در آبان ماه 86 كه در ميان آنها نام حجت السلام عبدالرضا ايزدپناه رئيس
حوزه رياست قوه قضائيه نيز به چشم مي ‌خورد در يك اقدام كم سابقه سمت وي را تغيير داد و موحدي، معاون سابق ايزدپناه را به عنوان رئيس جديد حوزه رياست برگزيده بود. ایزدپناه سپس ریاست شورای اطلاع رسانی قوه قضائیه را برعهده گرفت.

حجت السلام ایزدپناه
این منبع آگاه در خصوص صحت و قراین خبر فوق تصریح کرد که درمورد این موضوع تاکنون چندین شکایت از سوی ارباب رجوع در دادگستری استان تهران وصول شده، اما متاسفانه در اثر اهمال و زد و بندهای مرتضوی دادستان تهران همه این پرونده ها مختومه شده اند.

وی در خصوص علت شکایت ارباب رجوع نیز گفت که مبالغ کلانی از برخی افراد اخذ، ولی ترتیب ملاقات آنها با آقای شاهرودی داده نشده است.

این منبع آگاه افزوده گفت: تنها این دو شخص نبوده، و بطور مثال برای محمود شيرج رئيس حوزه نظارت قضايي ويژه قوه قضائيه نیز مشابه چنین پرونده هایی تشکیل شده است.

وی به سنت دیرینه رشوه در قوه قضائیه اشاره می کند و آغازگر آن را حمید یزدی فرزند آیت الله یزدی ریاست اسبق قوه قضائیه می داند. نام حمید یزدی که مدیر کل اسبق حوزه ریاست قوه قضائیه در زمان پدرش بود، در پرونده های (فساد اقتصادی) پالیزدار بارها تکرار شده بود.

به گفته این منبع، هرچند که آیت الله شاهرودی، ریاست دفتر حوزه ریاست خود را تغییر داد، اما از گستردگی این قضایا بی خبر بوده، به همین دلیل تا زمان خداحافظی با قوه قضائیه؛ عکس العملی در مورد این رشوه گیریها از خود نشان نداد.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/27. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ده نفر از زندانیانی که جلوی کمیته بررسی مجلس از شکنجه های جنسی سخن گفته بودند، به مکان نامعلومی منتقل شدند.

یک منبع آگاه در این باره به خواهان صلح گفت: "تاكنون ده نفر جرات كرده و به تجاوز اعتراف كرده اند ولي متاسفانه همه آنها توسط مرتضوي بازداشت و یا از زندان به مكان نامعلومي منتقل شده اند."

وی تاکید کرد: "این اقدام بدین دلیل است که دیگر زندانیان از افشای شکنجه ها وحشت کرده و آنها را کتمان کنند."

این منبع آگاه افزود: "درست همان روزی که آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی با شکنجه دیدگان گفت و گو کرده بود، پس از خروج از زندان مدعی شد که زندانیان همگی از برخورد ماموران راضی بوده اند!"

وی در پایان اضافه کرد: "اگر زندانیان راضی بودند، چرا اجازه ندادند نمایندگان اصلاح طلب وارد بندها شده و چرا در هر دیدار، دو بازجو هیئت تحقیق را برای فیلمبرداری و ضبط گفت و گوها همراهی می کردند؟"

پس از این گفت و گو به یکی از ناظران حقوق بشر سازمان ملل موضوع را انتقال دادم، اما پاسخ و بی خیالی اش بیش از همه رنجم داد؛ "موضوع جدیدی نیست! در سال 2002 خانمی در زندان توسط 2 سرباز 17-18 بار مورد تجاوز قرار می گیرد. این خانم بعدا به آمریکا مهاجرت می کند و به سازمان ملل شکایت می برد، هیئت سه نفره ای از سوی سازمان ملل مامور بررسی ماجرا می شود. هیئت پس از بررسی تاکید کرد که به این خانم توسط ماموران ایرانی تجاوز شده است. همان زمان ما از ایران خواستیم تا به ما پاسخگو باشد، سخنگوی دولت هم مثل همیشه آمد و تکذیب کرد."

Transfering of 10 declaring prisoners to be tortured sexually to an unknown place
Ten prisoners who had spoken in front of the survey committee of parliament about the sexual torture were transferred to an unknown location. A source of awareness said to "khahane solh" [demand of peace]: " So far, ten dared to confess to rape and but unfortunately all of them have detained by Mortazavi [Iranian government court savage judge] and the prison have been transferred to an unknown place.” He emphasized:" This action has taken regarding to scare other prisoners of disclosing torture and terror and reservation those sort of thing. “This Aware source added:" Just the same day that the National Security Commission Chairman Mr. Broujerdi had an Interview with those who had been excruciated, he after leaving prison claimed all prisoners have been happy of agent’s treatments!!! "In the end, he added: "If the prisoners were happy, why did not allow reformist representatives get into cells and why two agents accompanied interrogator committee for filming and recording talks?" After the conversation transferred this topic to one of the United Nations human rights observers, but his answer and most carefree suffered me most of all; "is not a new topic! on 2002 a woman raped in prison by 2 soldiers 17-18 times .this woman immigrated to America later and take complaints to United Nations , three person delegation investigated the matter. The Board emphasized that Iranian agents have been raped this woman. At Same time we asked Iran to be accountable to us, government spokesman denied as always."µ

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/17. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
فعلا مصاحبه برادرم با دکتر محمد آخوندی را بخوانید از نان شب واجب تر است.

پروفسور محمود آخوندی:

 رئیس جدید قوه قضائیه اختیاراتی را که به ناحق

به وی داده شده بزرگوارانه از بین ببرد

پروفسور محمود آخوندی

 دکتر محمودآخوندی گفت : توصیه من به رئیس جدید قوه قضائیه اینست که  عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید.

 پروفسور محمود  آخوندی  با اشاره به نامه اخیر آیت الله محقق داماد به رئیس قوه قضائیه ، آن را بسیار خوب و ارزنده توصیف نموده و گفت : در این نامه  بر روی نکات ضعف دادگستری به شدت مکث شده و نارسائی های دادگستری تا حدمقدور ارائه داده شده بود و صحبت بر سر این بود که  ايکاش آیت الله شاهرودی در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بود و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي‌نهاد تا در مضان این همه اتهام و عدم شایستگی قرار بگیرند .

پدر آیین دادرسی کیفری ایران  در گفتگو با خبرنگاران با بیان اینکه ای کاش این نامه سالها قبل نوشته شده بود ادامه داد: استاد فرزانه دکتر محقق داماد این نارسایی ها را از سالهای قبل می دانستند لذا بایستی این مسائل را پیش تر مطرح می ساختند تا نوشداروی بعد از مرگ سهراب نباشد و لذا  آیت الله شاهرودی اکنون دیگر در این پست قرار ندارند و نمی توانند تصمیم مهم و قاطعی جز احساس تأسف  بگیرد  و اگر انصاف داشته باشد جز معذرت خواهی از جامعه راه دیگری پیش روی ایشان نمی باشد .

این استاد برجسته حقوق با اشاره به اینکه دادگستری به چنان بلایی مبتلا شده و  کار دادگستری به جایی رسیده است که رئیس قوه مجریه جناب آقای دکتر احمدی نژاد  به دادگستری دستور می دهد که دادرسی ها عادلانه باشدافزود:  آیا قوه قضائیه در این حد تنزل پیدا نموده است ؟ آیا شعبه ای از قوه مجریه شده است ؟

اولين پروفسور حقوقى ايران با اشاره به اینکه ایکاش آیت الله شاهرودی در آخرین روزهای کاریشان به نامه آیت الله محقق داماد پاسخ می گفتند ادامه داد: رئیس قوه قضائیه همچنانکه در گذشته به توصیه و تذکر  درست و قانونی  رئیس جمهور دولت هفتم پاسخ غیرمحترمانه ای داده بودند اینبار نیز بایستی پاسخ می دادند که دادگستری می تواند وظایف خود را انجام بدهد نیازی نیست قوه مجریه در کار قوه قضائیه داخل شود .

وی با اشاره به اینکه محاکمات اخیر یک لکه ننگی در تاریخ قضایی کشور عزیزمان ایران بود افزود: رئیس جمهور می تواند به قوه قضائیه تذکر و اخطار نقض قانون اساسی بدهد و برغم نظر آیت الله شاهرودی  ، اینکار نیازی نیست که محرمانه صورت پذیرد تا مردم بدانند که کدامیک از اصول قانون اساسی نقض شده و یا معطل مانده و چه کسانی آن را اجرا نمی کنند اما نامه اخیر رئیس قوه مجریه تذکر و اخطار قانون اساسی نبوده و نوعی دخالت در کار قضایی به حساب می آید.

دکتر آخوندی با اشاره به  عزل و نصب های اخیر در وزارت اطلاعات ، آن را  غیرقانونی عنوان نموده  و پیامد عزل و نصب ها را  به نفع مصالح نظام  اسلامی و امنیت ملی نداسته و افزود: وقتی  قانون می گوید وزیر وزارتخانه ای بایستی مجتهد باشد سرپرست آن وزارتخانه نیز قطعاً بایستی مجتهد باشد لذا از آنجایی که فکر می کنم رئیس جمهور مجتهد نیست لذا نمی تواند بعنوان سرپرست معاونین آن را عزل و نصب نماید و در یک فرآیند قانونی و حقوقی بعد از اخذ رأی اعتماد وزیر قانونی می تواند نسبت به عزل و نصب معاونین اقدام نماید.

دکتر محمود آخوندی

 پروفسور آخوندی با مقایسه عملکرد رؤسای قوای قضائیه در چهار دوره مختلف افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شادروان دکتر بهشتی به وضعیت آشفته دادگستری سروسامان داده و دادگستری به سمت تکامل پیش می رفت اما با شهادت ایشان دستگاه قضایی نتوانست از وجود این انسان برازنده  استفاده بیشتری بکند .

 وی ضمن تجلیل از حسن تدبیر و سیاستهای ویژه آیت الله موسوی اردبیلی در دوران مسئولیتش در این قوه افزود: ایشان با تدابیر لازم توانستند در دوران  بحرانی کشورمان ، دادگستری را به نحو مطلوب اداره کنند و در حقیقت در دو دوره اول دادگستری داشت جان می گرفت و وضع بهتر می شد .

مستشار عالیرتبه قوه قضائیه با اشاره به اینکه با آمدن آیت الله محمد یزدی مقداری از پیشرفت دادگستری گرفته شده و نوعی بی نظمی در آن حاکم شده بود ضمن انتقاد از حذف دادسراها و تشکیل دادگاه های عمومی انقلاب در دوران وی افزود: متاسفانه ایشان در دو دوره مسئولیتشان توفیقی در توسعه و پیشرفت کار دادگستری ها کسب ننمودند.

 استاد حقوق دانشگاههاى تهران و شهيد بهشتى در ادامه با اشاره  به تبعات شائبه و اندیشه بوجود آمده در مورد ایرانی الاصل نبودن آیت الله محمد هاشمی شاهرودی در اولین روزهای شروع بکار ایشان گفت: این اندیشه بوجود آمده بود که چون ایشان ایرانی الاصل نیستند لذا  به ایران و دادگستری ایران علاقمند  نخواهد بود  چراکه رئیس قوه قضائیه  باید ایرانی الاصل باشد . درست است که این مطلب در قوانین موضوعه عنوان نگردیده است ولی در زمانی که این قوانین را می نوشتند رئیس قوه قضائیه وجود نداشت بعدا که رئیس قوه قضائیه با این اختیارات وسیع بوجود آمد مسلم ایرانی الاصل بودن بایستی لحاظ می گردید .

 حقوقدان و حقوق پژوه برجسته کشورمان با اشاره به اینکه رئیس قوه قضائیه اسیر قدرت بود افزود: آیت الله شاهرودی شخصاً می خواستند فعال مایشاء باشند همین فعال مایشاء بودن در بخشنامه ها و آئین نامه های ریاست قوه قضائیه کاملا مشهود بود ایشان خود را تابع قانون نمی دانستند و اغلب بخشنامه ها جنبه فراقانونی داشت .

 مسؤول  اسبق پارلمانى دادگسترى با اشاره به اینکه قضات کشورمان بدلیل خلاف قانون بودن برخی از دستورالعملهای رئیس قوه قضائیه در بیشتر موارد آنها را اجرا نمی کردند افزود:متاسفانه در دوره آیت الله شاهرودی با کشاندن پای قضات به دادسرای انتظامی قضات دادرسان را مجبور می کردند تا آئین نامه های خلاف قانون را به اجرا درآورند همین امر بی نظمی در دادگستری بوجود آورده بود.

 عضو هیئت مؤسسین کمیسیون حقوق بشر اسلامی با اشاره به اینکه آیت الله شاهرودی در بدو ورود به قوه قضائیه از تحویل گرفتن ویرانه ای سخن به میان آوردند ادامه داد: من نمی گویم دادگستری آنزمان ویرانه بود و الان ویرانه تر شده است ولی به جرأت می گویم که گام مفید و ارزنده ای در توسعه و اصلاح این قوه برداشته نشد دوران آیت الله شاهرودی را می توانیم سیاهترین روزهای دادگستری بدانیم  چراکه وجود فساد ، بی قانونی و اعمال نفوذ در دوران ایشان فراوان دیده می شد.

 پروفسور آخوندی با اشاره به  تشکیل دفتر نظارت و پیگیری در دوران آیت الله شاهرودی و شکایت های بیشماری که از آن وجود دارد  افزود : ایشان دفتری را ترتیب دادند که شاید با حسن نیت تشکیل گردیده بود ولی متأسفانه در رأس این دفتر فردی قرار گرفت که در یکی از مصاحبه ها اعلام داشته بود که در دفتر نظارت و پیگیری قواعد و عملکردهایی وجود دارد که حتی بر خواص نیز معلوم نیست و علت نارضایی شهروندان از دفتر نظارت این است که نمی دانند اینجا چه می گذرد .

 دکتر آخوندی با پرسش این سوال از آیت الله شاهرودی که چرا باید فردی که الفبای حقوق را نمی دانست در رأس نهادی قرار گرفت که کلیه اعتراض های شهروندان بدانجا فرستاده و در آن ارزیابی و تصمیم قانونی و بشری اتخاذ می گردد ادامه داد: آیت الله شاهرودی بایستی به این سؤال پاسخ دهند که اگر نهاد مذکور بر مبنای قانون عمل می کند همه باید بدانند خواص چه معنایی دارد ؟ قانون را همه باید بدانند ،  خواه خواص یا عوام  ، قانون که پنهان کاری ندارد اما اگر بر مبنای غیرقانونی و اندیشه های افراد انجام می گیرد وای بحال ملتی که در تعیین سرنوشت آنان قانون حاکمیت ندارد.

 وی با اشاره به اینکه شناخت خاصی از آیت الله لاریجانی ندارد افزود: توصیه من این است که رئیس جدید قوه قضائیه عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید و بالاخره تکبر و غرور را کنار بگذارد که دراینصورت حتماً موفق شده و در بین دادرسان و قضات جایی برای خویش بازخواهد نمود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/11. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

رضا سلیمانی؛ نامه میرحسین موسوی در حمایت از خانم فاطمه رجبی به ابراهیم نبوی و پاسخ نبوی به موسوی سبب شد تا با وی گفت و گویی کنم. البته از نوعی دیگر نه مثل قبلی ها! باشد که انتخاب برای بار هشتم فیلتر نشود!


آقای نبوی! مطلبی نوشتید در پاسخ به نامه خانم رجبی به میرحسین موسوی. فردای همان روز میرحسین طی اطلاعیه ای به نوشته شما واکنش نشان داد و به آن انتقاد کرد. ساعتی نگذشته بود که در پاسخ به آقای موسوی نوشتید که سوء تفاهم شده. منظور از سوء تفاهم چیست؟

سوء تفاهم این که همزمان دو مطلب طنز علیه نوشته خانم رجبی منتشر شد، خودتان که می دانید ایشان قلم به کاغذ می برند یا دهان باز می کنند، تولید طنز کشور شش برابر می شود، در میان همه این طنزها، دو مطلب بیشتر جلوی چشم آمد، طنز یکی از دوستان با عنوان " فاطی ماه، فاطی شاه" و طنز من با عنوان "دیرحسین موسوی و فاطی عصبی" معلوم بود و هست که منظور آقای موسوی از نشانه هایی که داده بود، طنز شیرین آن همکار طنزنویس من بود، اما ایشان فکر کرده بود من آن را نوشتم، بالاخره آدم بعد از بیست سال سکوت وقتی وارد فضایی پر هیاهو می شود، ممکن است اشتباه هم بکند. به نظرم سوء تفاهم شد.

با این حساب می گویید که آقای موسوی مطلب طنز نویس دیگری را بجای مطلب شما اشتباه گرفته است؟

حدس من چنین است. البته شاید هم این حدس بیراه باشد، ولی نوشته من اصلا تند یا حاوی شوخی های احتمالا زشت نبود. حداقل می توانم بگویم از نوشته ای که مدتها قبل طنزنویس انتخاب درباره خانم رجبی نوشته بود، تندتر نبود. به همین دلیل گمان من این است که آقای موسوی با من سخن گفته بود، اما مطلبی که احتمالا عصبانی اش کرده یا به دفاعش واداشته بود، نوشته ای دیگر بود. البته الآن در طنز یک کمی اوضاع قروقاطی شده، گاهی اوقات من باید در اینترنت یا کتاب های خودم سرچ کنم تا متوجه بشوم مطلب مال خودم است یا متعلق به دیگری است. به نظرم یا من دارم شبیه همه می نویسم یا خیلی ها شبیه من، حتی خیلی افراد با اسم حقیقی می نویسند، ولی گمان می شود اسم مستعار من است. بارها مجبور به توضیح شدم.

حالا دو مطلب دیگر باقی می ماند یک اینکه آقای موسوی نوشته اند که نویسنده مطلب اگر مدتی دیگر به مطلبش دوباره نگاهی بیاندازد از نوشتن آن پشیمان می شود؟ دوم در آخر بجای نویسنده ای که به خانم رجبی توهین کرده اند، پوزش خواسته اند. حالا آیا قرار است به پختگی برسی و از نوشتن مطلب اخیر ابراز پشیمانی کنی؟ البته مدتی دیگر! یا اینکه آن طنز نویس دیگر از نوشتن آن مطلب پشیمان خواهد شد؟ در آخر اینکه ایشان بالاخره بجای چه کسی و از طرف کدام شخص پوزش خواسته اند، شما و یا آن طنز نویس دیگر؟

به حضرت ابوالفضل اگر فهمیدم منظور شما چیست! همین جوری حرف می زنید که هفته ای یک بار فیلترتان می کنند، صاف و پوست کنده حرف بزنید لطفا، مثل همین خانم رجبی که موقع نوشتن یک چاقو دستش می گیرد و صاف و پوست کنده حرفش را می زند.

آقای موسوی با یک نگاه اخلاقی به مساله طنز نگاه کرد، و این نگاه درستی است. باور کنید من بارها شده است که چیزی نوشته ام و چندی بعد چنان پشیمان شده ام که روی خواندن مطلبم را هم نداشته ام، البته در مورد خانم رجبی این موضوع پیش نیامده، معمولا مثل آدمهایی که وسط دعوا یکی از ناسزاها را فراموش می کنند، فکر می کنم کاش فلان چیز را هم گفته بودم، و این می شود که معمولا طنزهای مربوط با خانم رجبی برای من از کارهای خوبی است که تا کنون کرده ام.

 ولی بطور کلی بارها شده طنزی نوشته ام که ماهی یا سالی یا حتی ساعتی بعد به خودم گفته ام ای کاش نمی نوشتی اش. آقای موسوی از طنز من( یا آن دوست عزیز) از خانم رجبی عذرخواهی کرد، البته شاید نشانه ادب بود، و البته من نمی دانم خانم رجبی اصلا بفهمد که عذرخواهی یعنی چه و متوجه منظور مهندس موسوی بشود یا نه، یک دفعه دیدی پیام داد که "خودتی، برو از خواهر و مادرت عذرخواهی کن" بالاخره آدم باید یک چیزهایی را متوجه باشد.. به هر حال به نظرم آقای موسوی یک عذرخواهی کردند که بیشتر منظورشان این است که باید به مسائل زنان توجه کرد. یک چیزی توی مایه "مادر مرا ببخش، آب از سرم گذشت."

حالا اگر آقای موسوی دوباره اطلاعیه دادند که "نه بابا! منظورم مطلب خودت بود" آنوقت چه؟

آن وقت هم زیاد فرقی نمی کند، شاید بخاطر حال دادن به آقای موسوی یک عذر خواهی هم بکنم، چون من هم از حال دادن خوشم می آید هم از عذرخواهی، ولی من تقریبا آدم دقیقی هستم، تا حد زیادی مطمئنم منظور ایشان من نبودم، شما مطلب من را بخوانید متوجه می شوید که اصولا قضیه دیوار و خانه و ماشین، زیاد به مطلب من مربوط نبود.

می خواهید در آخر یک اطلاعیه بدهی؟

بله، دادم، باز هم می دهم، اصولا اطلاعیه دادن خوب است. می دانید! یک مشکل من این است که آقای میرحسین موسوی از من ناراحت شد و اطلاعیه صادر کرد و من هم در یک اطلاعیه پاسخ دادم و عرض کردم که خیلی ایشان را دوست دارم و همچنان از ایشان حمایت می کنم، همزمان با همین موضوع فلان نویسنده که هیچ ربطی به طنز ندارد شروع کرد از من دفاع کردن، یا فلان کاریکاتوریست که اصلا موضوع بحث نیست، خودش را پرت کرد وسط دعوا و وسط دعوای من و آقای موسوی و فاطمه رجبی، شروع کرد حل مشکلات خودش. من ممکن است اطلاعیه هم بدهم، اما قطعا این اطلاعیه و اطلاعیه های مشابه موضع سیاسی مرا در دفاع از جناب موسوی مخدوش نمی کند. مصلحت این است که ایشان رئیس جمهور بشوند، حالا ممکن است در این وسط دعوایی هم بشود.

راستی! یک سئوال همینجوری، چقدر ناراحت شدید وقتی خاتمی بخاطر آقای موسوی انصراف داد؟ اندازه باخت ایران به عربستان؟

نمی دانم چرا خیلی ناراحت شدم، یک واکنش احساسی! در حالی که منطقا و عقلا درست بود آنچه خاتمی و موسوی کرده بودند، ولی بالاخره وقتی کسی مثل خاتمی را آدم دوست دارد، طبیعتا از چنین خبری ناراحت می شود.. اما شیوه رفتن خاتمی و رفتار سیاستمدارانه اش، برایم آموزنده بود، خیلی ها به جنبه های اخلاقی رفتار خاتمی اشاره کردند. برای من جنبه های سیاسی کار خاتمی ارزش بیشتری داشت، البته، در ایران ما از هر چیزی خوشمان می آید اسمش را اخلاق می گذاریم. از موضوع انصراف خاتمی ناراحت شدم، ولی از باخت ایران به عربستان حرص خوردم، ما نباید آن بازی را می باختیم. بالاخره پیامد حضور بیش از حد رئیس جمهور در کلیه صحنه ها همین است.

به نظرت نتیجه انتخابات چیست و به کدام نامزد رأی خواهی داد؟

آنچه مهم است رفع خطر دولت نهم از اقتصاد و سیاست و شرایط اجتماعی کشور است، دولت نهم ایران را در جهان خوار و خفیف کرده، مردم را به لحاظ اقتصادی ناتوان کرده و قدرت خرید مردم را پائین آورده است.(حذفیات: و از نظر اجتماعی فساد و فحشا و ناامنی از تولیدات ویژه دولت نهم است. مفاسدی که در دولت نهم تولید شد، نه در گذشته ایران، بلکه در کل منطقه هم سابقه ندارد. اگر میزان جرائم جنسی در ترکیه 50 درصد در این 4 سال کاهش داشته باشد، در ایران لابد دو برابر شده است. و اینها به دلیل سیاست های غلط دولت در طرح امنیت اجتماعی است. به نظر من دولت نهم بدترین دولت تاریخ ایران و بی کفایت ترین دولت در منطقه است. آنچه مهم است رفتن این دولت و حامیان نظامی دولت نهم است.)

آنچه مهم است رفتن این دولت و است. حتی برای من رفتن اصولگرایان هم مطرح نیست، یعنی اگر در یک رقابت مجبور باشم از لاریجانی یا قالیباف در مقابل آقای احمدی نژاد حمایت کنم، این کار را می کنم. موضوع ما رفتارها و سیاستهای آقای احمدی نژاد است.

پیش بینی من این است و برای رسیدن به آن نیز تلاش می کنم که آقای میرحسین موسوی در مرحله اول با تفاوت فاحش آرا برنده انتخابات خواهد شد. آقای احمدی نژاد حتی آرای طبیعی هواداران معمولش را هم نمی آورد و آقای کروبی اگر به نفع میرحسین کنار نرود، چهار پنج میلیونی رای می آورد. اگر فرض کنیم که شعارهایی مانند اقتدار ملی و عدالت اجتماعی ملاک انتخاب باشد، برای حامیان احمدی نژاد قطعا انتخاب میرحسین موسوی ترجیح دارد، چون فرق موسوی و احمدی نژاد این است که در مورد عدالت اجتماعی و اقتدار ملی هر دو شعار می دهند، منتهی موسوی با دست خالی توانست شعارش را تا حد زیادی برآورده کند، ولی آقای احمدی نژاد همه امکانات را داشت و شکست خورد. آقای احمدی نژاد تمام شرایط لازم برای یک شکست خورده انتخاباتی را دارد.

حالا، کی می آیی ایران؟

من دیروز توسط دادگاه احضار شدم، آقای نعمت احمدی وکیلم خبر احضار و برگه آن را برایم گفت و فرستاد. باید در ماه تیر در دادگاه باشم. و این دقیقا همزمان است با سفری که گمان می کردم خواهم داشت. من در حالت معمول پس از اعلام نتایج انتخابات، یعنی 22 خرداد، و در شرایط غیر معمول، در شهریور به ایران بازخواهم گشت، قصد من این است که سالی هشت ماه در ایران و چهار ماهی در بلژیک زندگی کنم، این قصد من است و امیدوارم همین بشود. البته، من حتی اگر آقای احمدی نژاد هم رئیس جمهور بشود، باز هم بازخواهم گشت، امسال آخرین سال اقامت من در فرنگ است.

قربانت، کاری نداری؟ حرفی–چیزی، بالاخره هنوز فیلتر نشدیم!

حرفی ندارم، خانم رجبی دیروز سخنانی ایراد کرده که چون خانواده ها مطالب را می خوانند بهتر است نوشته ایشان را در یک سایت محرمانه بگذارند و شاید جواب شان را بدهم، برای من خوب است، البته قصد من این بود که مثلا مصاحبه ای می کردم با خود احمدی نژاد یا با کلهر، ولی اگر نشود، شاید به همین نامه نگاری با خانم رجبی ادامه بدهم. ناگفته نماند علیرغم همه حرف هایی که زده می شود، علیرغم همه برخوردهای ناشایسته خانم رجبی در اهانت به افرادی محترم مانند آقای خاتمی و موسوی و هاشمی و خیلی های دیگر، از نظر من شیوه برخورد خانم رجبی قابل ستایش است و در بخش وسیعی از دنیای اسلام اصلا چنین پدیده ای نداریم که یک زن مسلمان با قدرت بایستد و علیه آدم دوم و روسای جمهور سابق حرف بزند.. حتی کسی که پشتش به دولت یا سخنگوی دولت است. و اتفاقا من هم از همین صداقت ایشان خوشم می آید.

لینک مطلب در انتخاب

پ.ن: غیر از بخش قرمز هیچ بخش دیگر مصاحبه حذف نشده است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/14. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
واقعیت برای من سئوال بود، چون این اقای فضلی نژاد، مخاطب مطلبش را اقای فقیهی بزرگ قرار داده بود. برای من بسی تعجب اور بود، لااقل من با این خانواده از نزدیک اشنا هستم، می دانم حاجی سالی به دوازده ماه اصلا سایت را نگاه نمی کند، ضمن انکه حاج مهدی، به نوشته های خود شریعتمداری و بزرگترها اعتنایی نمی کند، چه برسد به دیگران و در اخر این پیام. نوشته اش هم برای ام تعجب اور بود، هرچه در سایت انتخاب جستجو کردم، چیزی در این باره نیافتم، ما یک مطلب در مورد این بشر کار کرده بودیم، ان هم من، که ابطحی نوشته بود و دیگر هیچ.

 

گفتم نمی خواهید جوابیه بدهید؟ این ظلم است به حاجی به این دلیل که او اصلا دخالتی در گرداندن سایت ندارد.
گفت: همین که الان دو سه جایی مقاله این بنده خدا را منتشر کرده اند، از خوشحالی سکته نکند خوب است!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/7/5. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

باز میخواستم تنها درباره ی یك مسئله بپرسم ؛ ولي مگر مي شود با مسعود بهنود حرف بزني، بعد درباره سياست از او نظر نخواهي؟!

ضمن تشریح جزییات نتایج دو کنفرانس در مورد ایران 

مسعود بهنود: نه در واشنگتن و نه در تهران تمایلی به جنگ وجود ندارد

   خبرگزاري انتخاب : بهنود در گفت و گو با «انتخاب» می گوید: وقتی دکتر سهيمی در جمع ایرانیان مقیم آمریکا، تاکيد کرد که ايران را نمی شود از حقش در مورد فن آوری هسته ای محروم کرد و وقتی آقای نگهدار با تاکيد بر وزن و قدرت ايران، روابط تهران و واشنگتن را از ديدگاه سياسی مورد بحث قرار داد و زمانی که هوشنگ اميراحمدی نگرانی های خود را بابت تاثير تندروهای دو سوی اقيانوس در سرنوشت ايران بيان داشت، تشويق و تائيد نزديک به پانصد تن حاضران ديدنی بود.

۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۴۲ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب : اخيرا كنفرانسي درباره ي آينده ي اصلاحات ايراني در ماساچوست((M.I.T)) برگزار شد، كه يكي از مدعوين آن آقاي مسعود بهنود روزنامه نگار با سابقه ايرانی بود. به اين بهانه با ايشان به گفتگو نشستم تا هم از كم و كيف آن همایش مطلع شویم و هم در اين بهانه سوالاتي در مورد مسائل روز ايران بپرسيم ، تا بازهم چند نشان را با يك تير بزنيم:
بقيه در ادامه ي مطلب

 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/2/10. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

هنرمندان مشهور آمریکایی، مشتری پر و پا قرص «تی شرت» های نیما ؛

می خواهم فرهنگ، هنر و خلاقیت ایرانی را به دنیا نشان بدهم



۵ بهمن ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۵۹ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب : نیما بهنود، طراحی موفق در نیویورک آمریکاست که در حال نشر و اشاعه ی فرهنگ و هنر ایرانی است ، چند وقتی است که او بصورت مداوم در حال دعوت به نمایشگاه های گوناگون است. چندی دیگر نیز هشتمین مجموعه «کلکسیون» کاری اش را ارائه می دهد، گرچه از اختلاط فارسی و انگلیسی زیاد خوشحال نیست اما کسانی که او را می شناسند خوب می دانند که او فارسی را بسیار خوب حرف می زند ، بسیار خودمانی و خونگرم و کلا یک ایرانی تمام عیار ...

زحمت این مصاحبه را نیز، مابقی در ادامه

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/2/6. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟


سید ابراهیم نبوی: دوست دارم به ايران بازگردم، اینجا جای من نیست/ وقتی خاتمی 24 میلیون رای آورد، همه یادمان رفت که 21 میلیون به خاتمی رای ندادند/روسیه ی پوتین هزار بار فاسدتر از همه کشورهای اتحادیه اروپاست و سالهاست که به هیچ رفیقی وفا نکرده

خبرگزاري انتخاب : مردم ایران با یک مویز گرمی شان می کند و با یک غوره سردی شان می کند/آن ده میلیونی که در انتخابات تیر ماه به هاشمی رای دادند قابل اعتمادترند تا آن 24 میلیونی که به خاتمی رای دادند/ از یکی از استادان جواد لاریجانی شنیدم که استادان بزرگ ریاضیات دانشگاه برکلی از نبوغ او شگفت زده شده بودند/ دوره ولایتی، دیپلمات های ما شانزده سال گاف می دادند/تعداد کسانی که در مورد کودتای 28 مرداد کتاب نوشتند، از تعداد کسانی که به خیابان آمدند و کودتا کردند بیشتر بود/ جریان اعدام صدام یکی از عجیب ترین وقایعی بود که در تمام عمرم دیده بودم

۱۶ دی ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۴ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب : با توجه به این که بخش نخست گفت و با سید ابراهیم نبوی به یک هفته پیش از انتخابات باز می گشت، فکر کردیم بهتر است، مصاحبه به روز باشد. این فکر هم به ذهن جناب نبوی رسید و هم به ذهن نگارنده، با همفکری مصمم شدیم بخش دوم مصاحبه را بروز در بیاوریم؛ بدین معنا که بخش های قدیمی را حذف کنیم و سوالات و پاسخ های جدید را جایگزین کنیم که اینکار با تلاش جناب نبوی در اندک زمانی صورت پذیرفت که اینک ماحصل آن در اختیار خوانندگان عزیز است. تلاش فوق تنها در جهت رضایت خوانندگان جریده ی «انتخاب» انجام گرفت.

● ● ● رضا سلیمانی
مابقی در ادامه ی مطلب

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/1/6. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
توضیح: من با خیلی از نظرات اش موافقم. و معتقدم هرکسی باید بتونه آزادانه حرفش رو بگه...با کار امثال بهنودها و نبوی ها امروز کمی می شود نفس آسوده کشید((البته اگر بگذارند))
بخش دوم مصاحبه رو قراره آپ تو دیت کنیم و بعد کار بشه...

سید ابراهیم نبوی: اینجا تا دلتان بخواهد دائی جان ناپلئون دیدم/ اصلاحات در ایران دچار بحران بی صبری ما شد/ مهم ترین مشکل اصلاح طلبان، تسلیم شدن در مقابل وسوسه های پوپولیستی بود/ مردمی که در هشت سال گذشته زندگی کردند، باید قدردان روزهای خاتمی باشند

   خبرگزاري انتخاب : نبوی می گوید: از یک سو مخالفان اصلاحات به جای اینکه دیگران را تحمل کنند، تلاش کردند ریشه اصلاحات را بزنند، از طرف دیگر اصلاح طلبان هم وقتی احساس کردند که می توانند طرف مقابل را از همه صحنه های سیاسی حذف کنند، از این موضوع شادمان شدند و برای حذف رقیب تلاش کردند. این مشکل تاریخی ماست.

۱۳ دی ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۸ , ۲۲
خبرگزاري انتخاب : این روزها مباحث انرژی اتمی و انتخابات زیر خرمن ها خبر اعدام صد دام حسین مدفون شده اند، اما به یقین نمی توان از آنها غافل ماند، موضوعات مذکور به دلیل پیچیدگی ساختاری شان محتاج بررسی از زوایای گوناگون هستند، و قطعا این مهم نیز بر گرده ی اهل فن، تا با به چالش کشیدن نظرات گوناگون، روشن ساختن نقاط مبهم و یادآوری گوشه های مخفی و بقولی دور از چشم  مانده ، نگرانی های خویش را به اطلاع خرد جمعی و مسؤلان امر برسانند.

ما نیز به عنوان پلی بین خوانندگان و کارشناسان با یک تیر ، دو نشان زده ایم، هم با صاحب نظران درباره ی موضوعات فوق به گفتگو نشستیم و هم خارج نشینان را به میهمانی خبرگزاری «انتخاب» و شما آوردیم.

در همین رابطه گفتگویی داشتم با سید ابراهیم نبوی تحلیلگر و طنز نویس سیاسی که  نوشتار ذیل حاصل آن است.
البته کمی دیر ( متن مصاحبه مربوط به قبل از انتخابات اخیر است) اما به نظر نمی رسد از دهان افتاده باشد، ضمن آنکه سعی واثقی داشته ایم برای تهیه و تنظیم ادامه ی مصاحبه که در روزهای آینده نیز شاهد آن خواهید بود.

●●● رضا سلیمانی

● سووال: جناب نبوی  مختصری از احوال خویش بگویید. زندگی تان در خارج از کشور، فعالیتهای حرفه ای ، و هر حاشیه ای که به نظر تان  لازم است

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/1/4. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
 

۱۶ آبان ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۵ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب : داریوش سجادی روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی که دبیر سیاسی تلویزیون هما نیز بود، در گفت و گویی مشروح با «رضا سلیمانی» خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در غرب اروپا می گوید: در مدت روی کار آمدن آقای احمدی نژاد مواجه شدیم با ادبیات بدیع و جدیدی که ایشان وارد گفتمان دیپلماتیک ایران کردند که بعضا هزینه زا بود.بطور مثال ماجرای هلوکاست یا محو اسرائیل از روی نقشه ی زمین، به هیچ وجه در چهارچوب ادبیات سیاسی و دولتمردانه نیست. قطعا من نمی خواهم مشروعیتی به رژیم اسرائیل بدهم ، قهرا حرف های جناب احمدی نژاد از نظر اصولی حرف های درستی است، اما اینجا شأن دولتمرد است که مهم به نظر می آید. اصولا آیا دولتمرد حق دارد که هرگونه حرفی را بزند؟

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟


تحريم از هم اکنون شروع شده، ما را از پای در نخواهد آورد/ خشک مغزها مانع حضور مردم در انتخابات هستند

۱۶ آبان ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۶ , ۲۱
خبرگزاري انتخاب :
مسعود بهنود، روزنامه نگار سرشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت و گویی مشروح با «رضا سلیمانی» خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در غرب اروپا می گوید: در ضعیف ترین دوره ی حکومت کشور یعنی حکومت قاجار افرادی چون قوام السلطنه، مشیر الدوله و دکتر مصدق را داشته ایم که این مملکت را بدون نیاز به توپ و تانک و هیجان سازی حفظ کرده اند... بنابر شواهد تاریخی نتیجه میگیرم هروقت کار به دست کارشناسان و در بستر کارشناسی ، تخصصی بوده موفق شده ایم .

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟